silkiness

[ایالات متحده]/ˈsɪl.kɪ.nəs/
[بریتانیا]/ˈsɪl.kɪ.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت نرم و صاف مانند ابریشم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

silkiness of fabric

نرمی پارچه

enhanced silkiness

نرمی افزایش یافته

natural silkiness

نرمی طبیعی

silkiness in hair

نرمی در مو

unmatched silkiness

نرمی بی‌نظیر

luxurious silkiness

نرمی لوکس

silkiness of skin

نرمی پوست

silkiness factor

ضریب نرمی

silkiness level

سطح نرمی

silkiness quality

کیفیت نرمی

جملات نمونه

the silkiness of her hair was captivating.

ابریشمی بودن موهای او مسحور کننده بود.

he admired the silkiness of the fabric.

او به لطافت پارچه علاقه داشت.

the silkiness of the lotion made it easy to apply.

لطافت لوسیون استفاده از آن را آسان می کرد.

she loved the silkiness of the chocolate.

او عاشق لطافت شکلات بود.

the silkiness of the river water was inviting.

لطافت آب رودخانه دعوت کننده بود.

his voice had a silkiness that soothed her.

صدای او لحنی داشت که او را آرام می کرد.

the silkiness of the cream made it a favorite.

لطافت کرم آن را به مورد علاقه تبدیل کرد.

she appreciated the silkiness of the new sheets.

او از لطافت ملحفه های جدید قدردانی کرد.

the silkiness of the paint gave a smooth finish.

لطافت رنگ یک سطح صاف ایجاد کرد.

the silkiness of the mousse was delightful.

لطافت موس دلپذیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید