silver-bearing

[ایالات متحده]/[ˈsɪl.vər ˈbɪər.ɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈsɪl.vər ˈbɪər.ɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی نقره؛ تولید یا عرضه نقره؛ مربوط به یا حاوی نقره.

عبارات و ترکیب‌ها

silver-bearing ore

گداز نقره‌دار

silver-bearing alloys

آلیاژهای نقره‌دار

silver-bearing rocks

سنگ‌های نقره‌دار

silver-bearing solutions

محلول‌های نقره‌دار

silver-bearing deposits

رسوبات نقره‌دار

silver-bearing compounds

ترکیبات نقره‌دار

جملات نمونه

the antique coin was silver-bearing and highly valuable.

سکه قدیمی حاوی نقره بود و بسیار ارزشمند.

silver-bearing ore is often found in mountainous regions.

گدازه حاوی نقره اغلب در مناطق کوهستانی یافت می‌شود.

he collected silver-bearing alloys for his metalworking hobby.

او آلیاژهای حاوی نقره را برای سرگرمی آهنگری خود جمع‌آوری می‌کرد.

the analysis confirmed a significant silver-bearing content.

تجزیه و تحلیل نشان داد که محتوای قابل توجهی از نقره وجود دارد.

silver-bearing solder is used in electronics for its conductivity.

هویه حاوی نقره به دلیل رسانایی آن در الکترونیک استفاده می‌شود.

the river contained silver-bearing sediments downstream.

رودخانه در پایین دست حاوی رسوبات حاوی نقره بود.

geologists searched for silver-bearing veins in the rock.

زمین‌شناسان به دنبال رگه‌های حاوی نقره در سنگ بودند.

the process involved extracting silver from silver-bearing compounds.

این فرآیند شامل استخراج نقره از ترکیبات حاوی نقره بود.

they discovered a new silver-bearing deposit in the area.

آنها یک ذخیره جدید حاوی نقره در این منطقه کشف کردند.

the jewelry was made with silver-bearing materials.

جواهرات با استفاده از مواد حاوی نقره ساخته شده بود.

the assay revealed a high silver-bearing ratio in the sample.

آزمایش نشان داد که نسبت قابل توجهی از نقره در نمونه وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید