simmers

[ایالات متحده]/ˈsɪmə(r)z/
[بریتانیا]/ˈsɪmɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل سوم شخص مفرد از simmer; پر از احساسات سرکوب شده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

slowly simmers

به آرامی می‌جوشد

gently simmers

به آرامی می‌جوشد

simmers away

به آرامی می‌جوشد

simmers down

کم‌کم می‌جوشد

simmers gently

به آرامی می‌جوشد

simmers on

در حال جوشیدن است

simmers quietly

به آرامی و بی‌صدا می‌جوشد

simmers slowly

به آرامی می‌جوشد

simmers lightly

به آرامی می‌جوشد

simmers softly

به آرامی می‌جوشد

جملات نمونه

the soup simmers on the stove for hours.

سوپ ساعت‌ها روی اجاق گاز می‌جوشد.

she simmers with anger after the argument.

او بعد از بحث با خشم می‌جوشد.

let the sauce simmer until it thickens.

اجازه دهید سس تا غلیظ شود بجوشد.

the tension in the room simmers just beneath the surface.

ناآرامی در اتاق درست زیر سطح در حال جوشیدن است.

his enthusiasm simmers as he waits for the results.

شور و شوق او در حالی که منتظر نتایج است، در حال جوشیدن است.

they let the mixture simmer for a richer flavor.

آنها اجازه دادند مخلوط برای طعم بهتر بجوشد.

her curiosity simmers as she hears the news.

کنجکاوی او در حالی که این خبر را می‌شنود، در حال جوشیدن است.

the conflict simmers, waiting for the right moment to explode.

درگیری در حال جوشیدن است و منتظر زمان مناسب برای انفجار است.

he simmers with excitement before the big game.

او قبل از بازی بزرگ با هیجان می‌جوشد.

the pot simmers gently, filling the kitchen with aroma.

قابلمه به آرامی در حال جوشیدن است و آشپزخانه را با عطر پر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید