skimmed

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت نگاهی انداخت
adj. بدون خامه
Word Forms
زمان گذشتهskimmed
قسمت سوم فعلskimmed

عبارات و ترکیب‌ها

skimmed milk

شیر کم‌چرب

skimmed the surface

برداشتن از سطح

skimmed milk powder

پودر شیر کم‌چرب

جملات نمونه

a pond skimmed with ice

گودالی که سطح آن با یخ پوشیده شده است

skimmed through the newspaper.

از روی روزنامه نگاهی گذشت.

The skier skimmed across the snow.

اسکی‌باز روی برف سر می‌خورد.

he sat down and skimmed the report.

او نشست و گزارش را مرور کرد.

The swallows skimmed along the ground.

مرغ‌منجوق‌ها در امتداد زمین شناور بودند.

She skimmed the milk of its cream.

او خامه را از روی شیر گرفت.

He skimmed little stones over a lake.

او سنگ‌های کوچک را روی دریاچه انداخت.

A bird skimmed low over the heather.

یک پرنده با سرعت کم در نزدیکی بوته‌ها پرواز کرد.

The puddles skimmed over during the cold night.

در طول شب سرد، آبگرفتگی‌ها روی سطح آب حرکت می‌کردند.

In the strong breeze the catamaran skimmed over the water, keeping abreast of the motorlaunch.

در باد شدید، کاتاماران روی آب سر خورد و در کنار موتورلاچ قرار گرفت.

The little bird skimmed over the waves looking for food.

پرنده کوچک روی امواج شناور بود و به دنبال غذا می‌گشت.

I've skimmed over the report but I haven't had time to look at it in detail.

من نگاهی گذرا به گزارش انداختم اما وقت نکرده‌ام آن را با جزئیات بررسی کنم.

نمونه‌های واقعی

If I'm being honest, I skimmed that part.

اگر صادق باشم، آن قسمت را بررسی کردم.

منبع: Modern Family - Season 07

The cook skimmed the fat from the soup.

سرآشپز چربی را از سوپ جدا کرد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Tess was in a dream as she skimmed.

تسس در حالی که رویای می دید، نگاهی گذرا داشت.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

And it looks like he's gambling every chip he's ever skimmed.

و به نظر می رسد که او با تمام تراشه هایی که تا به حال به دست آورده قمار می کند.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Perhaps the Talbothays milk was not very well skimmed that afternoon.

شاید شیر تالبوت آن بعد از ظهر خیلی خوب جدا نشده بود.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

So I skimmed. I learned a thing or two.

بنابراین من نگاهی گذرا داشتم. یک یا دو چیز یاد گرفتم.

منبع: Billions Season 1

And that's when I realized you've been skimming.

و آنجاست که متوجه شدم شما در حال بررسی هستید.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

But before he did, I skimmed a little off the top.

اما قبل از اینکه او این کار را انجام دهد، کمی از بالا جدا کردم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

A few bats skimmed his nose now and again and scared him half to death.

چند خفاش گاهی اوقات به بینی او نگاه می کردند و او را به شدت می ترساندند.

منبع: The Adventures of Pinocchio

Now, really just skim the surface this time, ladies.

حالا، فقط این بار سطح را نگاهی گذرا بیندازید، خانم ها.

منبع: Black Swan Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید