glance

[ایالات متحده]/ɡlɑːns/
[بریتانیا]/ɡlæns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگاهی سریع؛ تفکری مختصر؛ یک چشمک

vi. نگاهی سریع انداختن؛ نگاهی گذرا کردن؛ نور را منعکس کردن

vt. نگاهی سریع به چیزی انداختن؛ دیدن؛ به طور مختصر گذشتن
Word Forms
قسمت سوم فعلglanced
جمعglances
شکل سوم شخص مفردglances
صفت یا فعل حال استمراریglancing
زمان گذشتهglanced

عبارات و ترکیب‌ها

a quick glance

نگاهی سریع

steal a glance

یک نگاه دزدانه

at a glance

در یک نگاه

glance at

به نگاه کردن

at first glance

در نگاه اول

glance over

نگاه کردن

glance through

مرور کردن

give a glance

نگاه کردن

جملات نمونه

a retrospective glance

نگاهی اجمالی به گذشته

a cursory glance at the figures.

نگاهی گذرا به ارقام.

steal a glance at sb.

نگاهی به کسی انداختن

to glance at one's watch

به ساعتش نگاه کردن

cast a disapprobative glance at the boy

نگاهی سرزنش‌آمیز به پسر انداختن

a wary glance at the black clouds.

نگاهی محتاطانه به ابرها

to steal a glance at sb. in the mirror

نگاهی دزدانه به کسی در آینه انداختن

glance at the menu; glanced in the rearview mirror.

به منو نگاه کرد؛ به آینه عقب نگاه کرد.

She cast a sidelong glance at Fern.

او نگاهی گذرا به فرن انداخت.

She glanced slyly at Madeleine.

او با نگاهی فریبکارانه به مادلین نگاه کرد.

glanced a stone off the wall.

سنگی را از دیوار جدا کرد.

gave the paper a glance before breakfast.

قبل از صبحانه نگاهی به کاغذ انداخت.

he stole a furtive glance at her.

او نگاهی دزدانه و مخفیانه به او کرد.

she saw at a glance what had happened.

او با یک نگاه متوجه شد چه اتفاقی افتاده است.

she threw a withering glance at him.

او با نگاهی تند و گزنده به او نگاه کرد.

avert one's glance from sth.

اجتناب از نگاه کردن به چیزی

He could tell at a glance what was wrong.

او می‌توانست با یک نگاه متوجه شود چه مشکلی وجود دارد.

He glanced my way.

او به سمتم نگاه کرد.

نمونه‌های واقعی

Ask him a question: it glances off, he obfuscates, he dances.

از او سوال بپرسید: آن به اطراف منحرف می‌شود، او ابهام دارد، او می‌رقصد.

منبع: Hamilton 2015

She gave the telephone a friendly glance.

او تلفن را با نگاهی دوستانه نگاه کرد.

منبع: Seek pleasure and have fun.

Glancing disastrous light before that sunbeam pale.

نور فاجعه بار به آن پرتو خورشید رنگ پرید.

منبع: British Original Language Textbook Volume 6

The people hurrying by didn't glance at it.

مردم شتابان که از کنار آن عبور می‌کردند به آن نگاه نکردند.

منبع: All-Star Read "Harry Potter" Collection

He looked over the newspapers with a hasty glance.

او روزنامه‌ها را با نگاهی گذرا بررسی کرد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Yes, I believe I did just glance at it.

بله، فکر می‌کنم همین الان به آن نگاه کردم.

منبع: Yes, Minister Season 3

I must have shot him a similarly wicked glance.

باید نگاه شیطانی مشابهی به او انداخته باشم.

منبع: Call Me by Your Name

At midday she took a second glance at the earth.

در ظهر، او نگاهی دوباره به زمین انداخت.

منبع: The machine has stopped operating.

Mystified, Harry glanced around at Ron, who looked bewildered.

در حالی که گیج شده بود، هری نگاهی به دور و بر به ران انداخت که به نظر گیج می‌رسید.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

But even this video here is crazy at first glance.

اما حتی این ویدیو در نگاه اول دیوانه کننده است.

منبع: Trendy technology major events!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید