skis

[ایالات متحده]/skiːz/
[بریتانیا]/skiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از ski، حرکت بر روی برف با اسکی
n. جمع ski، یک تکه چوب یا ماده دیگر باریک و بلند که برای سر خوردن بر روی برف استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

cross country skis

اسکی‌های کراس کانتری

downhill skis

اسکی‌های داون هیل

water skis

اسکی روی آب

racing skis

اسکی‌های مسابقه‌ای

ski poles

قطب‌های اسکی

ski boots

کفش‌های اسکی

ski lift

اسکی‌لیفت

freestyle skis

اسکی‌های فریسایل

ski goggles

عینک اسکی

ski resort

پیست اسکی

جملات نمونه

i love to ski in the winter.

من عاشق اسکی در زمستان هستم.

she bought new skis for the season.

او اسکی‌های جدید برای فصل خرید.

he enjoys racing down the slopes on his skis.

او از سرعت دادن در پیست‌ها با اسکی‌هایش لذت می‌برد.

they went to the mountains to ski last weekend.

آنها آخر هفته گذشته برای اسکی به کوهستان رفتند.

make sure to wax your skis before hitting the slopes.

مطمئن شوید قبل از رفتن به پیست‌ها اسکی‌های خود را واکس بزنید.

she has been skiing since she was a child.

او از زمان کودکی اسکی کرده است.

we rented skis for our trip to the resort.

ما برای سفرمان به استراحتگاه اسکی اجاره کردیم.

he fell while trying to put on his skis.

او در حالی که سعی داشت اسکی‌هایش را بپوشاند، افتاد.

skis can be quite expensive, depending on the brand.

اسکی‌ها می‌توانند بسیار گران باشند، بسته به برند.

she prefers cross-country skis over downhill skis.

او اسکی‌های کراس کانتری را بر اسکی‌های داون هیل ترجیح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید