The politician was involved in a lot of skulduggery during the election campaign.
آن سیاستمدار در طول کمپین انتخاباتی درگیر بسیاری از نیرنگ و فریبکاری بود.
The detective uncovered a web of skulduggery in the company's financial records.
مامور پلیس شبکهای از نیرنگ و فریبکاری را در سوابق مالی شرکت کشف کرد.
The movie plot was full of intrigue and skulduggery.
طرح فیلم پر از رمز و راز و نیرنگ و فریبکاری بود.
The spy was a master of skulduggery, always one step ahead of his enemies.
جاسوس در نیرنگ و فریبکاری استاد بود و همیشه یک قدم از دشمنانش جلوتر بود.
The CEO was suspected of engaging in skulduggery to manipulate the stock prices.
مشکوک بود که مدیرعامل برای دستکاری قیمت سهام درگیر نیرنگ و فریبکاری شده است.
The criminal gang was known for their skulduggery in the city.
گنگسترهای جنایتکار به دلیل نیرنگ و فریبکاری خود در شهر مشهور بودند.
The whistleblower exposed the company's skulduggery to the authorities.
افشاگر نیرنگ و فریبکاری شرکت را به مقامات نشان داد.
The journalist's investigation revealed a network of skulduggery among high-ranking officials.
تحقیقات روزنامهنگار یک شبکه از نیرنگ و فریبکاری در میان مقامات ارشد را نشان داد.
The book delves into the world of political skulduggery and corruption.
این کتاب به دنیای نیرنگ و فریبکاری و فساد سیاسی میپردازد.
The team of hackers used skulduggery to breach the company's security systems.
تیم هکرهای از نیرنگ و فریبکاری برای نقض سیستمهای امنیتی شرکت استفاده کردند.
The politician was involved in a lot of skulduggery during the election campaign.
آن سیاستمدار در طول کمپین انتخاباتی درگیر بسیاری از نیرنگ و فریبکاری بود.
The detective uncovered a web of skulduggery in the company's financial records.
مامور پلیس شبکهای از نیرنگ و فریبکاری را در سوابق مالی شرکت کشف کرد.
The movie plot was full of intrigue and skulduggery.
طرح فیلم پر از رمز و راز و نیرنگ و فریبکاری بود.
The spy was a master of skulduggery, always one step ahead of his enemies.
جاسوس در نیرنگ و فریبکاری استاد بود و همیشه یک قدم از دشمنانش جلوتر بود.
The CEO was suspected of engaging in skulduggery to manipulate the stock prices.
مشکوک بود که مدیرعامل برای دستکاری قیمت سهام درگیر نیرنگ و فریبکاری شده است.
The criminal gang was known for their skulduggery in the city.
گنگسترهای جنایتکار به دلیل نیرنگ و فریبکاری خود در شهر مشهور بودند.
The whistleblower exposed the company's skulduggery to the authorities.
افشاگر نیرنگ و فریبکاری شرکت را به مقامات نشان داد.
The journalist's investigation revealed a network of skulduggery among high-ranking officials.
تحقیقات روزنامهنگار یک شبکه از نیرنگ و فریبکاری در میان مقامات ارشد را نشان داد.
The book delves into the world of political skulduggery and corruption.
این کتاب به دنیای نیرنگ و فریبکاری و فساد سیاسی میپردازد.
The team of hackers used skulduggery to breach the company's security systems.
تیم هکرهای از نیرنگ و فریبکاری برای نقض سیستمهای امنیتی شرکت استفاده کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید