slalomed through cones
از میان مخروطها اسلالوم کرد
slalomed down hill
در سرازیری اسلالوم کرد
slalomed around obstacles
اسلالوم کرد و از موانع عبور کرد
slalomed on ice
روی یخ اسلالوم کرد
slalomed past trees
از کنار درختان اسلالوم کرد
slalomed with ease
با سهولت اسلالوم کرد
slalomed in style
با سبک اسلالوم کرد
slalomed at speed
با سرعت اسلالوم کرد
slalomed down slopes
در سرازیریها اسلالوم کرد
slalomed expertly
به طور ماهرانه اسلالوم کرد
the skier slalomed down the mountain with incredible speed.
اسکیباز با سرعت باورنکردنی در پیستی در سرازیری کوه اسلالوم کرد.
she slalomed between the cones during the obstacle course.
او در طول مسیر موانع بین مخروطها اسلالوم کرد.
he skillfully slalomed through the traffic on his bike.
او با مهارت از میان ترافیک با دوچرخه خود اسلالوم کرد.
the athlete slalomed around the flags in record time.
ورزشکار در زمان رکوردی، با اسلالوم از کنار پرچمها عبور کرد.
during the race, she slalomed expertly to avoid obstacles.
در طول مسابقه، او با مهارت اسلالوم کرد تا از موانع اجتناب کند.
he slalomed through the narrow alleyways of the city.
او از میان کوچه های باریک شهر اسلالوم کرد.
the dog slalomed between the trees in the park.
سگ در پارک بین درختان اسلالوم کرد.
she slalomed gracefully on her rollerblades.
او به طور ظریفانه روی اسکیتهای خود اسلالوم کرد.
the children slalomed around the playground equipment.
کودکان در اطراف وسایل بازی اسلالوم کردند.
he slalomed down the hill, enjoying the fresh air.
او در حالی که از هوای تازه لذت میبرد، از سرازیری تپه اسلالوم کرد.
slalomed through cones
از میان مخروطها اسلالوم کرد
slalomed down hill
در سرازیری اسلالوم کرد
slalomed around obstacles
اسلالوم کرد و از موانع عبور کرد
slalomed on ice
روی یخ اسلالوم کرد
slalomed past trees
از کنار درختان اسلالوم کرد
slalomed with ease
با سهولت اسلالوم کرد
slalomed in style
با سبک اسلالوم کرد
slalomed at speed
با سرعت اسلالوم کرد
slalomed down slopes
در سرازیریها اسلالوم کرد
slalomed expertly
به طور ماهرانه اسلالوم کرد
the skier slalomed down the mountain with incredible speed.
اسکیباز با سرعت باورنکردنی در پیستی در سرازیری کوه اسلالوم کرد.
she slalomed between the cones during the obstacle course.
او در طول مسیر موانع بین مخروطها اسلالوم کرد.
he skillfully slalomed through the traffic on his bike.
او با مهارت از میان ترافیک با دوچرخه خود اسلالوم کرد.
the athlete slalomed around the flags in record time.
ورزشکار در زمان رکوردی، با اسلالوم از کنار پرچمها عبور کرد.
during the race, she slalomed expertly to avoid obstacles.
در طول مسابقه، او با مهارت اسلالوم کرد تا از موانع اجتناب کند.
he slalomed through the narrow alleyways of the city.
او از میان کوچه های باریک شهر اسلالوم کرد.
the dog slalomed between the trees in the park.
سگ در پارک بین درختان اسلالوم کرد.
she slalomed gracefully on her rollerblades.
او به طور ظریفانه روی اسکیتهای خود اسلالوم کرد.
the children slalomed around the playground equipment.
کودکان در اطراف وسایل بازی اسلالوم کردند.
he slalomed down the hill, enjoying the fresh air.
او در حالی که از هوای تازه لذت میبرد، از سرازیری تپه اسلالوم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید