slalomed

[ایالات متحده]/ˈslɑːləm/
[بریتانیا]/ˈslɑːləm/

ترجمه

v. شرکت در یک مسابقه اسلالوم
n. عمل اسکی کردن در یک مسابقه اسلالوم

عبارات و ترکیب‌ها

slalomed through cones

از میان مخروط‌ها اسلالوم کرد

slalomed down hill

در سرازیری اسلالوم کرد

slalomed around obstacles

اسلالوم کرد و از موانع عبور کرد

slalomed on ice

روی یخ اسلالوم کرد

slalomed past trees

از کنار درختان اسلالوم کرد

slalomed with ease

با سهولت اسلالوم کرد

slalomed in style

با سبک اسلالوم کرد

slalomed at speed

با سرعت اسلالوم کرد

slalomed down slopes

در سرازیری‌ها اسلالوم کرد

slalomed expertly

به طور ماهرانه اسلالوم کرد

جملات نمونه

the skier slalomed down the mountain with incredible speed.

اسکی‌باز با سرعت باورنکردنی در پیستی در سرازیری کوه اسلالوم کرد.

she slalomed between the cones during the obstacle course.

او در طول مسیر موانع بین مخروط‌ها اسلالوم کرد.

he skillfully slalomed through the traffic on his bike.

او با مهارت از میان ترافیک با دوچرخه خود اسلالوم کرد.

the athlete slalomed around the flags in record time.

ورزشکار در زمان رکوردی، با اسلالوم از کنار پرچم‌ها عبور کرد.

during the race, she slalomed expertly to avoid obstacles.

در طول مسابقه، او با مهارت اسلالوم کرد تا از موانع اجتناب کند.

he slalomed through the narrow alleyways of the city.

او از میان کوچه های باریک شهر اسلالوم کرد.

the dog slalomed between the trees in the park.

سگ در پارک بین درختان اسلالوم کرد.

she slalomed gracefully on her rollerblades.

او به طور ظریفانه روی اسکیت‌های خود اسلالوم کرد.

the children slalomed around the playground equipment.

کودکان در اطراف وسایل بازی اسلالوم کردند.

he slalomed down the hill, enjoying the fresh air.

او در حالی که از هوای تازه لذت می‌برد، از سرازیری تپه اسلالوم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید