slandered

[ایالات متحده]/ˈslændəd/
[بریتانیا]/ˈslændərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته‌ی نقض کردن

عبارات و ترکیب‌ها

slandered in public

افتراپاشی در حضور عموم

slandered by peers

افتراپاشی توسط همکاران

slandered without proof

افتراپاشی بدون مدرک

slandered in court

افتراپاشی در دادگاه

slandered by enemies

افتراپاشی توسط دشمنان

slandered repeatedly

افتراپاشی مکرراً

slandered unfairly

افتراپاشی به ناحق

slandered and attacked

افتراپاشی و حمله

جملات نمونه

he was slandered by his rivals during the campaign.

او در طول کمپین توسط رقبایش مورد افترا قرار گرفت.

she felt deeply hurt after being slandered by her colleagues.

او بعد از مورد افترا قرار گرفتن توسط همکارانش عمیقاً آسیب دید.

it's illegal to slander someone without evidence.

افترا دادن به کسی بدون مدرک غیرقانونی است.

they slandered his character to ruin his reputation.

آنها برای خراب کردن شهرت او به افترا متوسل شدند.

she was slandered in the media for her controversial views.

او به دلیل نظرات جنجالی‌اش در رسانه ها مورد افترا قرار گرفت.

he decided to sue those who slandered him online.

او تصمیم گرفت از کسانی که به طور آنلاین به افترا متوسل شدند شکایت کند.

being slandered can have serious emotional effects.

افترا قرار گرفتن می تواند اثرات عاطفی جدی داشته باشد.

they tried to slander her but she stood strong.

آنها سعی کردند او را مورد افترا قرار دهند اما او قوی ایستاد.

he was slandered for speaking out against corruption.

او به خاطر صحبت کردن در مورد فساد مورد افترا قرار گرفت.

many public figures have been slandered in the tabloids.

بسیاری از چهره های عمومی در نشریات زرد مورد افترا قرار گرفته اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید