defamed character
شخصیت مورد افترا
defamed publicly
به طور علنی مورد افترا قرار گرفت
defamed reputation
شهرت مورد افترا قرار گرفت
defamed individual
فرد مورد افترا قرار گرفت
defamed falsely
به طور نادرست مورد افترا قرار گرفت
defamed in court
در دادگاه مورد افترا قرار گرفت
defamed online
به صورت آنلاین مورد افترا قرار گرفت
defamed artist
هنرمند مورد افترا قرار گرفت
defamed public figure
چهره عمومی مورد افترا قرار گرفت
defamed family
خانواده مورد افترا قرار گرفت
he felt defamed by the false accusations.
او احساس کرد که به دلیل اتهامات نادرست مورد افترا قرار گرفته است.
the article defamed the politician's character.
این مقاله شخصیتی از سیاستمدار را مورد افترا قرار داد.
she claimed she was defamed in the media.
او ادعا کرد که در رسانه ها مورد افترا قرار گرفته است.
defamed individuals often seek legal action.
افراد مورد افترا اغلب به دنبال اقدام قانونی هستند.
he was defamed by a rival company.
او توسط یک شرکت رقیب مورد افترا قرار گرفت.
the rumor defamed her reputation.
این شایعه باعث افتضاح شهرت او شد.
they were defamed in a viral social media post.
آنها در یک پست رسانه اجتماعی ویروسی مورد افترا قرار گرفتند.
defamed by his peers, he struggled to regain trust.
او که توسط همسالانش مورد افترا قرار گرفته بود، برای بازگرداندن اعتماد مشکل داشت.
she filed a lawsuit after being defamed online.
او پس از افترا در فضای آنلاین، دادخواست تنظیم کرد.
the defamed author fought back with a public statement.
نویسنده مورد افترا با یک بیانیه عمومی پاسخ داد.
defamed character
شخصیت مورد افترا
defamed publicly
به طور علنی مورد افترا قرار گرفت
defamed reputation
شهرت مورد افترا قرار گرفت
defamed individual
فرد مورد افترا قرار گرفت
defamed falsely
به طور نادرست مورد افترا قرار گرفت
defamed in court
در دادگاه مورد افترا قرار گرفت
defamed online
به صورت آنلاین مورد افترا قرار گرفت
defamed artist
هنرمند مورد افترا قرار گرفت
defamed public figure
چهره عمومی مورد افترا قرار گرفت
defamed family
خانواده مورد افترا قرار گرفت
he felt defamed by the false accusations.
او احساس کرد که به دلیل اتهامات نادرست مورد افترا قرار گرفته است.
the article defamed the politician's character.
این مقاله شخصیتی از سیاستمدار را مورد افترا قرار داد.
she claimed she was defamed in the media.
او ادعا کرد که در رسانه ها مورد افترا قرار گرفته است.
defamed individuals often seek legal action.
افراد مورد افترا اغلب به دنبال اقدام قانونی هستند.
he was defamed by a rival company.
او توسط یک شرکت رقیب مورد افترا قرار گرفت.
the rumor defamed her reputation.
این شایعه باعث افتضاح شهرت او شد.
they were defamed in a viral social media post.
آنها در یک پست رسانه اجتماعی ویروسی مورد افترا قرار گرفتند.
defamed by his peers, he struggled to regain trust.
او که توسط همسالانش مورد افترا قرار گرفته بود، برای بازگرداندن اعتماد مشکل داشت.
she filed a lawsuit after being defamed online.
او پس از افترا در فضای آنلاین، دادخواست تنظیم کرد.
the defamed author fought back with a public statement.
نویسنده مورد افترا با یک بیانیه عمومی پاسخ داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید