light slants
نور به صورت مورب است
sun slants
خورشید به صورت مورب است
angle slants
زاویه به صورت مورب است
roof slants
سقف به صورت مورب است
slants upward
به سمت بالا متمایل است
slants downward
به سمت پایین متمایل است
slants sideways
به صورت افقی متمایل است
slants left
به سمت چپ متمایل است
slants right
به سمت راست متمایل است
slants away
دور می شود
the roof slants sharply towards the ground.
سقف به شدت به سمت زمین شیب دارد.
she noticed that the path slants to the left.
او متوجه شد که مسیر به سمت چپ شیب دارد.
the artist used slants of color to create depth.
هنرمند از خطوط رنگی برای ایجاد عمق استفاده کرد.
he slants his opinions during discussions.
او در طول بحثها، نظرات خود را به سمت یک جهت خاص سوق میدهد.
the tower slants due to the unstable foundation.
بر اثر پی سست، برج شیب دارد.
she prefers slants in her writing style.
او ترجیح میدهد در سبک نوشتاری خود از شیب استفاده کند.
the slants of the hill made it difficult to walk.
شیب تپه راه رفتن را دشوار میکرد.
his voice slants towards sarcasm when he's upset.
وقتی ناراحت است، لحن صدای او به سمت طعنه گرایش دارد.
the slants of light created beautiful shadows.
خطوط نور سایههای زیبایی ایجاد کرد.
the data slants towards a particular demographic.
دادهها به سمت یک گروه جمعیتی خاص گرایش دارد.
light slants
نور به صورت مورب است
sun slants
خورشید به صورت مورب است
angle slants
زاویه به صورت مورب است
roof slants
سقف به صورت مورب است
slants upward
به سمت بالا متمایل است
slants downward
به سمت پایین متمایل است
slants sideways
به صورت افقی متمایل است
slants left
به سمت چپ متمایل است
slants right
به سمت راست متمایل است
slants away
دور می شود
the roof slants sharply towards the ground.
سقف به شدت به سمت زمین شیب دارد.
she noticed that the path slants to the left.
او متوجه شد که مسیر به سمت چپ شیب دارد.
the artist used slants of color to create depth.
هنرمند از خطوط رنگی برای ایجاد عمق استفاده کرد.
he slants his opinions during discussions.
او در طول بحثها، نظرات خود را به سمت یک جهت خاص سوق میدهد.
the tower slants due to the unstable foundation.
بر اثر پی سست، برج شیب دارد.
she prefers slants in her writing style.
او ترجیح میدهد در سبک نوشتاری خود از شیب استفاده کند.
the slants of the hill made it difficult to walk.
شیب تپه راه رفتن را دشوار میکرد.
his voice slants towards sarcasm when he's upset.
وقتی ناراحت است، لحن صدای او به سمت طعنه گرایش دارد.
the slants of light created beautiful shadows.
خطوط نور سایههای زیبایی ایجاد کرد.
the data slants towards a particular demographic.
دادهها به سمت یک گروه جمعیتی خاص گرایش دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید