slickly

[ایالات متحده]/'slikli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به آرامی; با مهارت; با استعداد.

عبارات و ترکیب‌ها

move slickly

حرکت روان

slickly styled hair

موهای شیک و مرتب

جملات نمونه

In the pale light of the tunnel, 30-foot fossil traces of lycopsid gleam slickly in the shale roof like alligator skins.

در نور کم تونل، آثار فسیلی 30 فوتی از گیاه لی کوپسید به طور براقی در سقف شیل مانند پوست تمساح می درخشند.

The car slid slickly across the wet road.

خودرو با سرعت روی جاده خیس سر خورد.

He slickly avoided the security guards.

او به طور ماهرانه از نگهبانان امنیتی دوری کرد.

The magician performed the trick slickly.

جادوگر با مهارت شعبده را اجرا کرد.

She slickly persuaded him to change his mind.

او با مهارت او را متقاعد کرد که نظرش را تغییر دهد.

The con artist slickly deceived the old lady.

کلاهبردار پیرزن را به طور فریبنده گول زد.

The spy moved slickly through the crowd.

جاسوس به طور ماهرانه در میان جمعیت حرکت کرد.

The athlete slickly dodged the defender and scored a goal.

ورزشکار به طور ماهرانه از مدافع جاخالی داد و گل زد.

The company slickly marketed their new product.

شرکت محصول جدید خود را به طور ماهرانه بازاریابی کرد.

The criminal slickly slipped out of the handcuffs.

جنایتکار به طور ماهرانه از دستبندها فرار کرد.

She slickly navigated through the complicated paperwork.

او به طور ماهرانه از پس کارهای اداری پیچیده برآمد.

نمونه‌های واقعی

The events of January 6 have been dramatically replayed in meticulous detail, in a series of slickly produced congressional hearings.

واقعه ششم ژانویه به طور چشمگیری و با جزئیات دقیق در مجموعه‌ای از جلسات کنگره‌ای که به طور ماهرانه تولید شده‌اند، بازپخش شده است.

منبع: VOA Standard English_Americas

The events of January 6th have been dramatically replayed in meticulous detail, in a series of slickly produced congressional hearings.

واقعه ششم ژانویه به طور چشمگیری و با جزئیات دقیق در مجموعه‌ای از جلسات کنگره‌ای که به طور ماهرانه تولید شده‌اند، بازپخش شده است.

منبع: VOA Daily Standard November 2022 Collection

Useful and (of course) slickly designed, it enjoys the highest consumer satisfaction of any Apple product in history, according to a study by two firms, Creative Strategies and Experian.

کاربردی و (البته) با طراحی ماهرانه، بالاترین میزان رضایت مصرف‌کننده را در بین تمام محصولات اپل در تاریخ دارد، طبق مطالعه دو شرکت، Creative Strategies و Experian.

منبع: Dominance Episode 1

And there was this big, slickly produced 15-minute in-depth special report on Capvision and pictures of police going through servers and grabbing people's computers and hard drives and things.

و این گزارش ویژه عمیق و 15 دقیقه‌ای که به طور ماهرانه تولید شده بود و تصاویری از پلیس که در حال بررسی سرورها و گرفتن رایانه‌های مردم و هارد دیسک‌ها و چیزهای دیگر بودند، وجود داشت.

منبع: Financial Times Podcast

The weasel's trousers were very tight and English, and his hat was properly woolly and Alpine and dented very much on one side and his heels were fashionably flat, and his hair was slickly pompadour.

شلوار خرطومی بسیار تنگ و انگلیسی بود و کلاهش به درستی پشمی و آلپینی بود و از یک طرف بسیار فرورفته بود و پاشنه‌هایش به طرز مد روزی صاف بودند و موهایش به طور ماهرانه پومپادور بود.

منبع: Medium-rare steak

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید