elegantly

[ایالات متحده]/'eləgəntli/
[بریتانیا]/ˈ ɛləɡəntlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. باGrace; باTaste; باGrace

عبارات و ترکیب‌ها

moving elegantly

حرکت با ظرافت

dressed elegantly

به ظرافت پوشیده شده

speaking elegantly

با ظرافت صحبت کردن

elegantly designed

طراحی شده با ظرافت

elegantly styled

به ظرافت طراحی شده

جملات نمونه

an elegantly sparse chamber.

اتاقspars با طراحی ظریف

Susan always dresses very elegantly.

سوزان همیشه بسیار باوقار لباس می‌پوشد.

My outstanding memory of the diplomatic reception is of elegantly dressed guests chattering in a babel of tongues.

به یاد ماندنی‌ترین خاطره من از پذیرایی دیپلماتیک، مهمانانی بود که به لباس‌های شیک خود نگاه می‌کردند و به زبان‌های مختلف صحبت می‌کردند.

Their thirst for reinvention saw the elegantly quiffed Hamburg rockers become the mop-topped fab four, hippy harbingers of sexual liberation and, eventually, druggy psychedelic visionaries.

اشتیاق آنها به نوآوری باعث شد که راکرهای هامبورگ با مدل موی ظریف به گروه چهار نفره محبوب، پیشگویان هیپی، آزادی جنسی و در نهایت، دیدگاه‌های روانگردان تبدیل شوند.

She danced elegantly across the stage.

او به طور ظریف روی صحنه رقصید.

He dressed elegantly for the gala.

او برای مهمانی شام با وقار لباس پوشید.

The restaurant was elegantly decorated with chandeliers and velvet curtains.

رستوران با لوسترها و پرده‌های مخملی به طور ظریف تزئین شده بود.

She spoke elegantly and confidently during the presentation.

او در طول ارائه به طور ظریف و با اعتماد به نفس صحبت کرد.

The bride walked elegantly down the aisle in her white gown.

عروس با وقار در لباس سفید خود در راهرو قدم زد.

The hotel lobby was elegantly furnished with marble floors and crystal chandeliers.

لابی هتل به طور ظریف با کف‌های مرمر و لوسترهای بلور تزئین شده بود.

He played the piano elegantly, capturing the audience's attention.

او به طور ظریف پیانو نواخت و توجه مخاطبان را به خود جلب کرد.

The actress carried herself elegantly on the red carpet.

بازیگر با وقار روی فرش قرمز راه رفت.

She sipped her tea elegantly, holding the cup with poise.

او به طور ظریف چای خود را نوشید و فنجان را با وقار در دست گرفت.

نمونه‌های واقعی

Both books manage to tell their tales of Churchill the adventurer and gambler elegantly.

هر دو کتاب به طرز ماهرانه ای داستان های چرچیل ماجراجو و قمارباز را روایت می کنند.

منبع: The Economist (Summary)

They taper elegantly toward their tops.

آنها به طرز ظریف و ماهرانه به سمت بالای خود متمایل می شوند.

منبع: Selected English short passages

Her hand holding the fan is elegantly positioned above her knees.

دست او که پنکه را در دست دارد، به طرز ظریف و ماهرانه بالای زانوهایش قرار دارد.

منبع: Beijing Normal University Edition High School English (Compulsory 2)

Let's start with Racine, because he follows the rules scrupulously and elegantly.

بیایید با راسین شروع کنیم، زیرا او قوانین را با دقت و ظرافت دنبال می کند.

منبع: Crash Course in Drama

Our parasites elegantly achieve this by manipulating their host's behavior, sometimes through direct brain hijacking.

انگل های ما به طرز ماهرانه ای این کار را با دستکاری رفتار میزبان خود انجام می دهند، گاهی اوقات از طریق ربودن مستقیم مغز.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

The patterns in Pascal's Triangle are a testament to the elegantly interwoven fabric of mathematics.

الگوهای موجود در مثلث پاسکال گوازی بر این هستند که پارچه ریاضیات به طرز ماهرانه ای در هم تنیده شده است.

منبع: TED Talks (Video Edition) January 2016 Collection

We're taking nature, which seems to solve problems so elegantly and being inspired by those elegant solutions.

ما از طبیعت الهام می گیریم که به نظر می رسد مشکلات را به گونه ای ماهرانه حل می کند و از آن راه حل های ماهرانه الهام می گیریم.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

There was a long barroom downstairs, elegantly hung with oil paintings, and a negro orchestra played every night.

طبقه پایین یک بار طولانی بود که به طرز ماهرانه ای با نقاشی های روغنی آویخته شده بود و هر شب یک ارکستر سیاهی می نواخت.

منبع: Gone with the Wind

This grasped the attention of Lord When-Hui, who was amazed about how elegantly the cook cut up oxen.

این توجه لرد وِن-هویی را به خود جلب کرد که از اینکه آشپز چقدر ماهرانه گاوها را خرد می کرد، شگفت زده شده بود.

منبع: The wisdom of Laozi's life.

We have got our house fixed up elegantly.

ما خانه خود را به طرز ماهرانه ای تعمیر کرده ایم.

منبع: Anne of Green Gables (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید