slippily

[ایالات متحده]/ˈslɪpɪli/
[بریتانیا]/ˈslɪpɪli/

ترجمه

adv. به صورت سر خوردن

جملات نمونه

the tiles were slippily wet after the mop, causing several near-falls throughout the morning.

کاشی‌ها پس از تمیز کردن با اسکاپ، لغزنده و خیس بودند و باعث چندین خطر افتادن در طول صبح شدند.

the fish slippily escaped from his grip before he could even scale it properly.

ماهی به طرز لغزنده ای از دست او فرار کرد قبل از اینکه بتواند به درستی آن را اندازه گیری کند.

she walked slippily across the freshly polished marble floor in her new silk stockings.

او به طرز لغزنده ای روی کف سنگ مرمر تازه صیقلی شده با جوراب های ابریشمی جدیدش راه رفت.

the eel slippily wound through the rocky crevices and vanished into the dark water.

مار آبی به طرز لغزنده ای در میان شکاف های سنگی پیچید و در آب تاریک ناپدید شد.

his handshake was slippily cold and clammy, leaving an unpleasant sensation on her palm.

دست دادن او به طرز لغزنده ای سرد و خیس بود و یک حس ناخوشایند روی کف دست او ایجاد کرد.

the new soap was so slippily smooth that it kept flying out of her slippery hands.

صابون جدید آنقدر صاف و لغزنده بود که مدام از دست های لغزنده او بیرون می پرید.

the politician slippily avoided answering the direct question about the scandal during the interview.

سیاستمدار به طرز لغزنده ای از پاسخ دادن به سوال مستقیم در مورد رسوایی در طول مصاحبه خودداری کرد.

ice had formed slippily on the car windshield overnight, making the morning commute hazardous.

یخ در طول شب به طرز لغزنده ای روی شیشه جلو ماشین تشکیل شده بود و باعث خطرناک شدن رفت و آمد صبح شده بود.

the used car salesman slippily steered the conversation toward the more expensive models.

فروشنده خودروی دست دوم به طرز لغزنده ای مکالمه را به سمت مدل های گران تر هدایت کرد.

the wooden deck became slippily treacherous after the unexpected evening rain shower.

عرشه چوبی پس از بارش غیرمنتظره شب، به طرز لغزنده ای خطرناک شد.

the corporate lawyer slippily reinterpreted the contract language to benefit his wealthy client.

وکیل شرکتی به طرز لغزنده ای زبان قرارداد را دوباره تفسیر کرد تا به نفع مشتری ثروتمندش باشد.

the gymnast practiced slippily on the freshly waxed parallel bars during her training session.

ژیمناست به طرز لغزنده ای روی میله های موازی تازه صیقلی شده در طول تمرین خود تمرین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید