slovenlier

[ایالات متحده]/ˈslʌvənliə/
[بریتانیا]/ˈslʌvənliər/

ترجمه

adj. نامرتب یا بی‌توجه در ظاهر؛ تنبل یا بی‌ملاحظه؛ به روشی بی‌دقت یا شتابزده انجام شده؛ به‌خوبی مرتب نشده یا بی‌نظم؛ بی‌دقت یا بی‌ملاحظه در کار

عبارات و ترکیب‌ها

slovenlier than before

غیررسمی‌تر از همیشه

become slovenlier

غیررسمی‌تر شود

slovenlier appearance

ظاهر غیررسمی‌تر

look slovenlier

غیررسمی‌تر به نظر برسد

slovenlier lifestyle

سبک زندگی غیررسمی‌تر

slovenlier habits

عادت‌های غیررسمی‌تر

slovenlier than usual

غیررسمی‌تر از معمول

become more slovenlier

بیشتر غیررسمی شود

slovenlier behavior

رفتار غیررسمی‌تر

seem slovenlier

غیررسمی‌تر به نظر برسد

جملات نمونه

his room is much slovenlier than mine.

اتاق او خیلی نامرتب‌تر از من است.

she became slovenlier as the week went on.

او در طول هفته نامرتب‌تر شد.

the slovenlier the kitchen, the harder it is to cook.

هرچه آشپزخانه نامرتب‌تر باشد، آشپزی سخت‌تر است.

he was always slovenlier than his classmates.

او همیشه از همکلاسی‌هایش نامرتب‌تر بود.

her slovenlier habits were starting to annoy her friends.

عادت‌های نامرتب‌تر او شروع به آزار دادن دوستانش کرد.

after the party, the house looked even slovenlier.

بعد از مهمانی، خانه حتی نامرتب‌تر به نظر می‌رسید.

his appearance became slovenlier after the long trip.

بعد از سفر طولانی، ظاهر او نامرتب‌تر شد.

the office was slovenlier than usual after the meeting.

بعد از جلسه، دفتر کار از معمول نامرتب‌تر بود.

she felt slovenlier than ever before.

او احساس می‌کرد از همیشه نامرتب‌تر است.

his slovenlier attitude affected his work performance.

حرفه‌ای نامرتب‌تر او بر عملکرد کاری‌اش تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید