neater

[ایالات متحده]/[ˈniːtə]/
[بریتانیا]/[ˈniːtər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتب؛ منظم.؛ بیشتر مرتب یا منظم از چیز دیگری.
adv. به گونه‌ای مرتب و منظم.

عبارات و ترکیب‌ها

neater and tidier

پاک‌تر و مرتب‌تر

get neater

پاک‌تر شو

neater appearance

ظاهر پاک‌تر

neater handwriting

خط‌آموزی پاک‌تر

much neater

خیلی پاک‌تر

neater now

اکنون پاک‌تر

neater than

پاک‌تر از

keep neater

پاک‌تر بمان

neater room

اتاق پاک‌تر

looking neater

در حال پاک‌تر شدن

جملات نمونه

her handwriting is much neater now that she's practiced calligraphy.

خط دستی او اکنون بسیار مرتب‌تر شده است چرا که او به فن نوشتاری تمرین کرده است.

the office space was arranged in a neater fashion after the reorganization.

فضای دفتر پس از بازسازی به گونه‌ای مرتب‌تر تنظیم شد.

he kept his desk neater than anyone else in the department.

او میزش را مرتب‌تر از هر کس دیگری در بخش نگهداری می‌کرد.

the garden looked neater with the freshly cut grass.

باغ با چمن تازه کشیده‌شده‌ای مرتب‌تر به نظر می‌رسید.

she folded the clothes with a neater precision.

او لباس‌ها را با دقتی مرتب‌تر پوییت کرد.

the presentation slides were neater and easier to understand.

اسلایدهای ارائه مرتب‌تر و راحت‌تر برای درک بود.

a neater appearance can make a good first impression.

پояدی مرتب‌تر می‌تواند یک درست اولیه خوب ایجاد کند.

the files were stored in a neater, more organized system.

فایل‌ها در یک سیستم مرتب‌تر و سازمان‌یافته‌تر ذخیره شدند.

he wanted a neater and more modern living room.

او می‌خواست یک اتاق نشیمن مرتب‌تر و مدرن‌تر داشته باشد.

the report was edited to be neater and more concise.

گزارش به گونه‌ای ویرایش شد که مرتب‌تر و مختصرتر شود.

she packed her suitcase in a neater, more efficient way.

او کیف پشتیبانش را به گونه‌ای مرتب‌تر و کارآمدتر بست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید