slovenliness breeds
بینظمی باعث ایجاد
slovenliness is
بینظمی است
slovenliness affects
بینظمی بر روی... تأثیر میگذارد
slovenliness reflects
بینظمی نشان میدهد
slovenliness breeds contempt
بینظمی باعث تحقیر میشود
slovenliness in appearance
بینظمی در ظاهر
slovenliness leads to
بینظمی منجر به...
slovenliness of mind
بینظمی ذهن
slovenliness is unacceptable
بینظمی قابل قبول نیست
slovenliness and chaos
بینظمی و هرج و مرج
his slovenliness in his work led to many mistakes.
بینظمی او در کار باعث بروز اشتباهات زیادی شد.
she was criticized for her slovenliness in personal grooming.
او به خاطر بینظمی در مراقبتهای شخصی مورد انتقاد قرار گرفت.
slovenliness can create a negative impression in the workplace.
بینظمی میتواند تأثیر منفی در محیط کار ایجاد کند.
his slovenliness was evident in the cluttered room.
بینظمی او در اتاق بهم ریخته آشکار بود.
she tried to hide her slovenliness with a nice outfit.
او سعی کرد بینظمی خود را با یک لباس خوب پنهان کند.
slovenliness in cooking can lead to food safety issues.
بینظمی در آشپزی میتواند منجر به مشکلات ایمنی غذا شود.
his slovenliness affected his relationships with colleagues.
بینظمی او بر روابطش با همکاران تأثیر گذاشت.
she decided to clean her house to avoid slovenliness.
او تصمیم گرفت خانهاش را تمیز کند تا از بینظمی جلوگیری کند.
slovenliness is often associated with a lack of discipline.
بینظمی اغلب با فقدان نظم مرتبط است.
he was known for his slovenliness, which annoyed his friends.
او به خاطر بینظمیاش که باعث ناراحتی دوستانش میشد، شناخته میشد.
slovenliness breeds
بینظمی باعث ایجاد
slovenliness is
بینظمی است
slovenliness affects
بینظمی بر روی... تأثیر میگذارد
slovenliness reflects
بینظمی نشان میدهد
slovenliness breeds contempt
بینظمی باعث تحقیر میشود
slovenliness in appearance
بینظمی در ظاهر
slovenliness leads to
بینظمی منجر به...
slovenliness of mind
بینظمی ذهن
slovenliness is unacceptable
بینظمی قابل قبول نیست
slovenliness and chaos
بینظمی و هرج و مرج
his slovenliness in his work led to many mistakes.
بینظمی او در کار باعث بروز اشتباهات زیادی شد.
she was criticized for her slovenliness in personal grooming.
او به خاطر بینظمی در مراقبتهای شخصی مورد انتقاد قرار گرفت.
slovenliness can create a negative impression in the workplace.
بینظمی میتواند تأثیر منفی در محیط کار ایجاد کند.
his slovenliness was evident in the cluttered room.
بینظمی او در اتاق بهم ریخته آشکار بود.
she tried to hide her slovenliness with a nice outfit.
او سعی کرد بینظمی خود را با یک لباس خوب پنهان کند.
slovenliness in cooking can lead to food safety issues.
بینظمی در آشپزی میتواند منجر به مشکلات ایمنی غذا شود.
his slovenliness affected his relationships with colleagues.
بینظمی او بر روابطش با همکاران تأثیر گذاشت.
she decided to clean her house to avoid slovenliness.
او تصمیم گرفت خانهاش را تمیز کند تا از بینظمی جلوگیری کند.
slovenliness is often associated with a lack of discipline.
بینظمی اغلب با فقدان نظم مرتبط است.
he was known for his slovenliness, which annoyed his friends.
او به خاطر بینظمیاش که باعث ناراحتی دوستانش میشد، شناخته میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید