slovenliness

[ایالات متحده]/ˈslʌvənlɪs/
[بریتانیا]/ˈslʌvənlɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت بی نظمی یا بی دقتی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

slovenliness breeds

بی‌نظمی باعث ایجاد

slovenliness is

بی‌نظمی است

slovenliness affects

بی‌نظمی بر روی... تأثیر می‌گذارد

slovenliness reflects

بی‌نظمی نشان می‌دهد

slovenliness breeds contempt

بی‌نظمی باعث تحقیر می‌شود

slovenliness in appearance

بی‌نظمی در ظاهر

slovenliness leads to

بی‌نظمی منجر به...

slovenliness of mind

بی‌نظمی ذهن

slovenliness is unacceptable

بی‌نظمی قابل قبول نیست

slovenliness and chaos

بی‌نظمی و هرج و مرج

جملات نمونه

his slovenliness in his work led to many mistakes.

بی‌نظمی او در کار باعث بروز اشتباهات زیادی شد.

she was criticized for her slovenliness in personal grooming.

او به خاطر بی‌نظمی در مراقبت‌های شخصی مورد انتقاد قرار گرفت.

slovenliness can create a negative impression in the workplace.

بی‌نظمی می‌تواند تأثیر منفی در محیط کار ایجاد کند.

his slovenliness was evident in the cluttered room.

بی‌نظمی او در اتاق بهم ریخته آشکار بود.

she tried to hide her slovenliness with a nice outfit.

او سعی کرد بی‌نظمی خود را با یک لباس خوب پنهان کند.

slovenliness in cooking can lead to food safety issues.

بی‌نظمی در آشپزی می‌تواند منجر به مشکلات ایمنی غذا شود.

his slovenliness affected his relationships with colleagues.

بی‌نظمی او بر روابطش با همکاران تأثیر گذاشت.

she decided to clean her house to avoid slovenliness.

او تصمیم گرفت خانه‌اش را تمیز کند تا از بی‌نظمی جلوگیری کند.

slovenliness is often associated with a lack of discipline.

بی‌نظمی اغلب با فقدان نظم مرتبط است.

he was known for his slovenliness, which annoyed his friends.

او به خاطر بی‌نظمی‌اش که باعث ناراحتی دوستانش می‌شد، شناخته می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید