smashes

[ایالات متحده]/smæʃɪz/
[بریتانیا]/smæʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به قطعات خرد کردن به صورت خشن؛ خرد کردن یا ویران کردن؛ با زور ضربه زدن؛ با وسیله نقلیه تصادف کردن
n. نوعی نوشیدنی سبک (مشابه با شندی)

عبارات و ترکیب‌ها

smashes records

شکستن رکوردهای قبلی

smashes expectations

شکستن انتظارات

smashes barriers

شکستن موانع

smashes goals

شکستن اهداف

smashes limits

شکستن محدودیت‌ها

smashes competition

شکستن رقابت

smashes stereotypes

شکستن کلیشه‌ها

smashes dreams

شکستن رویاها

smashes prices

شکستن قیمت‌ها

جملات نمونه

the child smashes the toy against the wall.

کودک اسباب‌بازی را به دیوار می‌کوبد.

she smashes her record in the competition.

او رکورد خود را در مسابقه می‌شکند.

the team smashes their opponents in the final.

تیم حریفان خود را در فینال شکست می‌دهد.

the artist smashes the traditional norms with her work.

هنرمند با اثر خود، هنجارهای سنتی را می‌شکند.

he smashes the glass to get inside.

او برای ورود به داخل شیشه را می‌شکند.

the storm smashes through the town, causing damage.

طوفان با شدت از شهر عبور می‌کند و خسارت وارد می‌کند.

she smashes the garlic for the recipe.

او سیر را برای دستور غذا خرد می‌کند.

the car smashes into the barrier at high speed.

ماشین با سرعت بالا به مانع برخورد می‌کند.

the crowd smashes into the gates when they open.

هنگامی که دروازه‌ها باز می‌شوند، جمعیت به آن‌ها برخورد می‌کند.

he smashes his phone on the ground in frustration.

او از سر ناامیدی گوشی خود را به زمین می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید