smolder

[ایالات متحده]/ˈsməʊldə/
[بریتانیا]/ˈsmoʊldər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به آرامی بدون شعله سوختن; در یک حالت سرکوب شده وجود داشتن
n. سوختن آرام و دودی; حالت احساس سرکوب شده
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsmolders
جمعsmolders

عبارات و ترکیب‌ها

smoldering fire

آتش ملتهب

smolder with rage

با خشم شعله‌ور شدن

smoldering embers

ذغال‌های در حال سوختن

smoldering desire

اشتیاق ملتهب

smoldering glance

نگاهی ملتهب

smoldering tension

ناآرامی ملتهب

smoldering ashes

خاکستر ملتهب

smoldering coals

زغال ملتهب

smoldering passion

شور عشق ملتهب

smoldering feelings

احساسات ملتهب

جملات نمونه

the fire began to smolder in the fireplace.

آتش شروع به دود کردن در شومینه کرد.

her anger continued to smolder after the argument.

خشم او پس از بحث همچنان به دود کردن ادامه یافت.

the campfire smoldered long into the night.

آتش کمپ به مدت طولانی در طول شب دود کرد.

he watched the ashes smolder in the wind.

او تماشاگر خاکستر بود که در باد دود می کرد.

the tension between them began to smolder.

ناآرامی بین آنها شروع به دود کردن کرد.

the old coals still smoldered beneath the surface.

زغال های قدیمی هنوز زیر سطح دود می کردند.

she felt a smoldering desire for adventure.

او احساس اشتیاق دود شده برای ماجراجویی کرد.

his resentment continued to smolder over the years.

نفرت او در طول سال ها به دود کردن ادامه یافت.

the ruins smoldered, a reminder of the fire.

آثار و عوائق دود می کردند، یادآور آتش.

they tried to ignore the smoldering conflict.

آنها سعی کردند درگیری دود شده را نادیده بگیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید