smush face
چروک دادن به صورت
smush it
آن را چروک دادن
smushed berries
ميوه هاي چروک خورده
smushing clay
چروک دادن به خمیر
smush together
با هم چروک دادن
smushed potato
سیب زمینی چروک خورده
smush down
پایین چروک دادن
smush gently
به آرامی چروک دادن
smush open
باز کردن با چروک دادن
smushed up
چروک خورده
we need to smush the clay into a ball.
ما باید خمیر را به یک توپ فشار دهیم.
the kids tried to smush the pillow.
بچه ها سعی کردند پتو را فشار دهند.
don't smush your face against the window.
چهره خود را علیه پنجره فشار ندهید.
he accidentally smushed the banana.
او به طور تصادفی موز را فشار داد.
can you smush the dough into a circle?
آیا می توانید تهیه را به یک دایره فشار دهید؟
the crowd began to smush together.
جمعیت شروع به فشردن یکدیگر کرد.
she tried to smush the flowers into the vase.
او سعی کرد گل ها را در گلدان فشار دهد.
the car smushed into the side of the building.
ماشین به طرف ساختمان فشار آورد.
please don't smush my hand when you shake it.
لطفاً وقتی دست من را می گیرید دست من را فشار ندهید.
the toddler loved to smush his fingers in the sand.
کودک دوست داشت انگشتان خود را در ریگ فشار دهد.
the bread dough needs to be smushed down.
خمیر نان باید فشار داده شود.
smush face
چروک دادن به صورت
smush it
آن را چروک دادن
smushed berries
ميوه هاي چروک خورده
smushing clay
چروک دادن به خمیر
smush together
با هم چروک دادن
smushed potato
سیب زمینی چروک خورده
smush down
پایین چروک دادن
smush gently
به آرامی چروک دادن
smush open
باز کردن با چروک دادن
smushed up
چروک خورده
we need to smush the clay into a ball.
ما باید خمیر را به یک توپ فشار دهیم.
the kids tried to smush the pillow.
بچه ها سعی کردند پتو را فشار دهند.
don't smush your face against the window.
چهره خود را علیه پنجره فشار ندهید.
he accidentally smushed the banana.
او به طور تصادفی موز را فشار داد.
can you smush the dough into a circle?
آیا می توانید تهیه را به یک دایره فشار دهید؟
the crowd began to smush together.
جمعیت شروع به فشردن یکدیگر کرد.
she tried to smush the flowers into the vase.
او سعی کرد گل ها را در گلدان فشار دهد.
the car smushed into the side of the building.
ماشین به طرف ساختمان فشار آورد.
please don't smush my hand when you shake it.
لطفاً وقتی دست من را می گیرید دست من را فشار ندهید.
the toddler loved to smush his fingers in the sand.
کودک دوست داشت انگشتان خود را در ریگ فشار دهد.
the bread dough needs to be smushed down.
خمیر نان باید فشار داده شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید