snagged a deal
قراردادی گرفت
snagged a ticket
یک بلیط به دست آورد
snagged a job
یک شغل به دست آورد
snagged a prize
یک جایزه به دست آورد
snagged a ride
یک سفر به دست آورد
snagged some snacks
چند میان وعده به دست آورد
snagged an opportunity
یک فرصت به دست آورد
snagged a seat
یک صندلی به دست آورد
snagged a lead
یک سرنخ به دست آورد
snagged a bonus
یک پاداش به دست آورد
he snagged the last piece of pizza.
او آخرین تکه پیتزا را به دست آورد.
she snagged a great deal on her new car.
او یک معامله عالی برای ماشین جدیدش به دست آورد.
they snagged tickets to the sold-out concert.
آنها بلیط کنسرت پرفروش را به دست آوردند.
he snagged a promotion at work.
او یک ارتقاء شغلی در محل کار به دست آورد.
she snagged a spot in the prestigious program.
او جایگاهی در برنامه معتبر به دست آورد.
i snagged a good book at the library sale.
من یک کتاب خوب در حراج کتابخانه به دست آوردم.
he snagged a rare collectible at the auction.
او یک کلکسیون کمیاب در حراجی به دست آورد.
she snagged the lead role in the play.
او نقش اصلی در نمایش را به دست آورد.
they snagged a table at the busy restaurant.
آنها یک میز در رستوران شلوغ به دست آوردند.
he snagged a great opportunity to travel abroad.
او یک فرصت عالی برای سفر به خارج از کشور به دست آورد.
snagged a deal
قراردادی گرفت
snagged a ticket
یک بلیط به دست آورد
snagged a job
یک شغل به دست آورد
snagged a prize
یک جایزه به دست آورد
snagged a ride
یک سفر به دست آورد
snagged some snacks
چند میان وعده به دست آورد
snagged an opportunity
یک فرصت به دست آورد
snagged a seat
یک صندلی به دست آورد
snagged a lead
یک سرنخ به دست آورد
snagged a bonus
یک پاداش به دست آورد
he snagged the last piece of pizza.
او آخرین تکه پیتزا را به دست آورد.
she snagged a great deal on her new car.
او یک معامله عالی برای ماشین جدیدش به دست آورد.
they snagged tickets to the sold-out concert.
آنها بلیط کنسرت پرفروش را به دست آوردند.
he snagged a promotion at work.
او یک ارتقاء شغلی در محل کار به دست آورد.
she snagged a spot in the prestigious program.
او جایگاهی در برنامه معتبر به دست آورد.
i snagged a good book at the library sale.
من یک کتاب خوب در حراج کتابخانه به دست آوردم.
he snagged a rare collectible at the auction.
او یک کلکسیون کمیاب در حراجی به دست آورد.
she snagged the lead role in the play.
او نقش اصلی در نمایش را به دست آورد.
they snagged a table at the busy restaurant.
آنها یک میز در رستوران شلوغ به دست آوردند.
he snagged a great opportunity to travel abroad.
او یک فرصت عالی برای سفر به خارج از کشور به دست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید