escaped

[ایالات متحده]/i'skeipt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرار کرده از حبس یا اسارت; فرار کرده
Word Forms
قسمت سوم فعلescaped
زمان گذشتهescaped

عبارات و ترکیب‌ها

escaped criminal

متهم فراری

جملات نمونه

the name escaped him.

نام از یادش رفت.

they escaped with a haul of antiques.

آنها با مجموعه‌ای از عتیقه‌جات فرار کردند.

escaped convicts on the lam.

محکومان فراری که در حال فرار هستند.

He narrowly escaped drowning.

او به طرز معجزه‌آسایی از غرق شدن نجات یافت.

That detail escaped my notice.

آن جزئیات از توجه من دور ماند.

A moan escaped the patient.

یک ناله از مریض خارج شد.

He narrowly escaped death.

او به طرز معجزه‌آسایی از مرگ نجات یافت.

escaped the hurricane unscathed.

او طوفان را سالم فرار کرد.

escaped the fire with a whole skin.

او با سلامت از آتش فرار کرد.

The misprint escaped the proofreader.

غلط املایی از چشم ویراستار دور ماند.

The fox escaped the hunter.

روباه از شکارچی فرار کرد.

We escaped from the enemy.

ما از دشمن فرار کردیم.

A sigh escaped my lips.

یک آه از لب‌های من خارج شد.

He narrowly escaped being drowned.

او به طرز معجزه‌آسایی از غرق شدن نجات یافت.

She escaped to the comparative serenity of the kitchen.

او به آرامش نسبی آشپزخانه فرار کرد.

The thief escaped with his spoils.

دزد با غنیمت خود فرار کرد.

The children escaped unscathed.

کودکان بدون آسیب فرار کردند.

the driver escaped with a broken knee.

راننده با زانوی آسیب‌دیده فرار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید