dropped

[ایالات متحده]/drɔpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گل‌زنی با شوت.
Word Forms
زمان گذشتهdropped
قسمت سوم فعلdropped

عبارات و ترکیب‌ها

dropped the ball

توپ را انداخت

dropped out

ترك كرد

dropped the bombshell

بمب خبری را فاش کرد

جملات نمونه

dropped into a doze.

وارد حالت خواب شد.

he dropped in for a chat.

او برای گپ و گفت سر زد.

the airlift dropped food into the camp.

آیرلیفت غذا را به داخل اردوگاه انداخت.

the gauge dropped to zero.

نشانگر به صفر رسید.

They dropped in for a chat last night.

آنها دیشب برای گفتگو سر زده آمدند.

She dropped the bowl of water.

او کاسه آب را انداخت.

There was a clang as he dropped the tools.

صدایی بلند به گوش رسید وقتی ابزارها را انداخت.

She dropped the plate.

او بشقاب را انداخت.

Our car dropped behind.

ماشین ما عقب ماند.

He dropped into the garden.

او وارد باغ شد.

They have dropped out of society.

آنها از جامعه جدا شده اند.

was dropped for incompetence;

به دلیل نالایقی کنار گذاشته شد.

dropped the matter altogether.

کاملاً موضوع را رها کرد.

The wine glass dropped to the floor with a tinkle.

لیوان شراب با صدای زنگوله روی زمین افتاد.

She probably dropped the parcel unawares.

احتمالاً بدون توجه بستۀ پستی را انداخت.

He dropped a sweet wrapper.

او یک بستۀ شیرینی انداخت.

they dropped bombs on Caen during the raid.

آنها در جریان حمله بمب گذاری کردند بر روی کان.

they were dropped from the team in the reshuffle.

آنها در تغییر و تحول از تیم کنار گذاشته شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید