snowmelt

[ایالات متحده]/ˈsnəʊmɛlt/
[بریتانیا]/ˈsnoʊmɛlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آب ناشی از ذوب برف

عبارات و ترکیب‌ها

snowmelt runoff

آب شدن برف

snowmelt season

فصل آب شدن برف

snowmelt contribution

سهم آب شدن برف

snowmelt effects

اثرات آب شدن برف

snowmelt patterns

الگوهای آب شدن برف

snowmelt flow

جریان آب شدن برف

snowmelt timing

زمانبندی آب شدن برف

snowmelt analysis

تجزیه و تحلیل آب شدن برف

snowmelt impacts

تاثیرات آب شدن برف

snowmelt trends

روندهای آب شدن برف

جملات نمونه

the snowmelt from the mountains feeds the rivers in spring.

ذوب برف‌های کوهستانی، رودخانه‌ها را در فصل بهار تغذیه می‌کند.

snowmelt can significantly impact the local ecosystem.

ذوب برف‌ها می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر اکوسیستم محلی داشته باشد.

farmers rely on snowmelt for irrigation during the dry season.

کشاورزان برای آبیاری در طول فصل خشک به ذوب برف‌ها متکی هستند.

as temperatures rise, the snowmelt increases rapidly.

با افزایش دما، ذوب برف‌ها به سرعت افزایش می‌یابد.

monitoring snowmelt is crucial for flood prevention.

نظارت بر ذوب برف‌ها برای پیشگیری از سیل بسیار مهم است.

snowmelt contributes to the groundwater supply in many regions.

ذوب برف‌ها به تأمین آب‌های زیرزمینی در بسیاری از مناطق کمک می‌کند.

the timing of snowmelt affects the planting season.

زمان ذوب برف‌ها بر زمان کاشت تأثیر می‌گذارد.

climate change is altering patterns of snowmelt across the globe.

تغییرات آب و هوایی الگوهای ذوب برف‌ها را در سراسر جهان تغییر می‌دهد.

snowmelt creates beautiful waterfalls as it cascades down the mountains.

ذوب برف‌ها آبشارهای زیبا ایجاد می‌کند زیرا از کوه‌ها پایین می‌ریزد.

scientists study snowmelt to understand climate dynamics.

دانشمندان ذوب برف‌ها را برای درک پویایی آب و هوا مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید