snubbing someone
نادیده گرفتن کسی
snubbing the offer
نادیده گرفتن پیشنهاد
snubbing a friend
نادیده گرفتن یک دوست
snubbing the invitation
نادیده گرفتن دعوت
snubbing the rules
نادیده گرفتن قوانین
snubbing your nose
پسرک زدن
snubbing the crowd
نادیده گرفتن جمعیت
snubbing the critics
نادیده گرفتن منتقدان
snubbing the team
نادیده گرفتن تیم
snubbing authority
نادیده گرفتن اقتدار
she felt hurt by his snubbing at the party.
او به دلیل بیتوجهی او در مهمانی احساس آسیبدیدگی کرد.
snubbing someone can lead to misunderstandings.
بیتوجهی به کسی میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
he was snubbing his colleagues during the meeting.
او در طول جلسه با همکاران خود بیتوجهی میکرد.
snubbing her invitation was a big mistake.
بیتوجهی به دعوت او یک اشتباه بزرگ بود.
they are snubbing the new employee for no reason.
آنها بدون دلیل به کارمند جدید بیتوجهی میکنند.
snubbing old friends can damage relationships.
بیتوجهی به دوستان قدیمی میتواند به روابط آسیب برساند.
he was accused of snubbing the important guests.
او به بیتوجهی به مهمانان مهم متهم شد.
her snubbing of his proposal surprised everyone.
بیتوجهی او به پیشنهادش همه را شگفتزده کرد.
snubbing is often a sign of social anxiety.
بیتوجهی اغلب نشانهای از اضطراب اجتماعی است.
he regrets snubbing his friends during tough times.
او از بیتوجهی به دوستانش در زمانهای سخت پشیمان است.
snubbing someone
نادیده گرفتن کسی
snubbing the offer
نادیده گرفتن پیشنهاد
snubbing a friend
نادیده گرفتن یک دوست
snubbing the invitation
نادیده گرفتن دعوت
snubbing the rules
نادیده گرفتن قوانین
snubbing your nose
پسرک زدن
snubbing the crowd
نادیده گرفتن جمعیت
snubbing the critics
نادیده گرفتن منتقدان
snubbing the team
نادیده گرفتن تیم
snubbing authority
نادیده گرفتن اقتدار
she felt hurt by his snubbing at the party.
او به دلیل بیتوجهی او در مهمانی احساس آسیبدیدگی کرد.
snubbing someone can lead to misunderstandings.
بیتوجهی به کسی میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
he was snubbing his colleagues during the meeting.
او در طول جلسه با همکاران خود بیتوجهی میکرد.
snubbing her invitation was a big mistake.
بیتوجهی به دعوت او یک اشتباه بزرگ بود.
they are snubbing the new employee for no reason.
آنها بدون دلیل به کارمند جدید بیتوجهی میکنند.
snubbing old friends can damage relationships.
بیتوجهی به دوستان قدیمی میتواند به روابط آسیب برساند.
he was accused of snubbing the important guests.
او به بیتوجهی به مهمانان مهم متهم شد.
her snubbing of his proposal surprised everyone.
بیتوجهی او به پیشنهادش همه را شگفتزده کرد.
snubbing is often a sign of social anxiety.
بیتوجهی اغلب نشانهای از اضطراب اجتماعی است.
he regrets snubbing his friends during tough times.
او از بیتوجهی به دوستانش در زمانهای سخت پشیمان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید