snubbing

[ایالات متحده]/ˈsnʌbɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsnʌbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بررسی خطوط کشتی
v. شکل حال حاضر snub؛ با بی‌احترامی یا تحقیر رفتار کردن؛ به طور ناگهانی متوقف کردن؛ snub کردن

عبارات و ترکیب‌ها

snubbing someone

نادیده گرفتن کسی

snubbing the offer

نادیده گرفتن پیشنهاد

snubbing a friend

نادیده گرفتن یک دوست

snubbing the invitation

نادیده گرفتن دعوت

snubbing the rules

نادیده گرفتن قوانین

snubbing your nose

پسرک زدن

snubbing the crowd

نادیده گرفتن جمعیت

snubbing the critics

نادیده گرفتن منتقدان

snubbing the team

نادیده گرفتن تیم

snubbing authority

نادیده گرفتن اقتدار

جملات نمونه

she felt hurt by his snubbing at the party.

او به دلیل بی‌توجهی او در مهمانی احساس آسیب‌دیدگی کرد.

snubbing someone can lead to misunderstandings.

بی‌توجهی به کسی می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

he was snubbing his colleagues during the meeting.

او در طول جلسه با همکاران خود بی‌توجهی می‌کرد.

snubbing her invitation was a big mistake.

بی‌توجهی به دعوت او یک اشتباه بزرگ بود.

they are snubbing the new employee for no reason.

آنها بدون دلیل به کارمند جدید بی‌توجهی می‌کنند.

snubbing old friends can damage relationships.

بی‌توجهی به دوستان قدیمی می‌تواند به روابط آسیب برساند.

he was accused of snubbing the important guests.

او به بی‌توجهی به مهمانان مهم متهم شد.

her snubbing of his proposal surprised everyone.

بی‌توجهی او به پیشنهادش همه را شگفت‌زده کرد.

snubbing is often a sign of social anxiety.

بی‌توجهی اغلب نشانه‌ای از اضطراب اجتماعی است.

he regrets snubbing his friends during tough times.

او از بی‌توجهی به دوستانش در زمان‌های سخت پشیمان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید