sojourned

[ایالات متحده]/ˈsəʊdʒɜːnd/
[بریتانیا]/ˈsoʊdʒɜrnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ماندن موقتاً
vi. اقامت موقتاً

عبارات و ترکیب‌ها

sojourned abroad

سفر کرده در خارج

sojourned briefly

به طور خلاصه سفر کرده

sojourned together

با هم سفر کرده

sojourned here

اینجا سفر کرده

sojourned far

دور سفر کرده

sojourned locally

به صورت محلی سفر کرده

sojourned peacefully

به صلح سفر کرده

sojourned alone

تنها سفر کرده

sojourned in silence

در سکوت سفر کرده

جملات نمونه

we sojourned in the mountains for a week.

ما یک هفته در کوه‌ها اقامت کردیم.

during our travels, we sojourned at a quaint little inn.

در طول سفرهايمان، ما در یک مهمانخانه کوچک و جذاب اقامت کردیم.

he sojourned in paris to study art.

او برای تحصیل هنر در پاریس اقامت کرد.

they sojourned in the city to experience its culture.

آنها برای تجربه فرهنگ آن در شهر اقامت کردند.

she sojourned at her grandmother's house every summer.

او هر تابستان در خانه مادربزرگش اقامت می‌کرد.

we sojourned by the lake, enjoying the serene views.

ما کنار دریاچه اقامت کردیم و از مناظر آرام لذت بردیم.

he sojourned in japan for a month to learn the language.

او برای یادگیری زبان یک ماه در ژاپن اقامت کرد.

they sojourned at the beach, soaking up the sun.

آنها در ساحل اقامت کردند و از آفتاب لذت بردند.

we sojourned in a remote village, far from the hustle and bustle.

ما در یک دهکده دورافتاده، دور از هیاهو و همهمه، اقامت کردیم.

she sojourned in italy, indulging in the local cuisine.

او در ایتالیا اقامت کرد و از غذاهای محلی لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید