sojourned abroad
سفر کرده در خارج
sojourned briefly
به طور خلاصه سفر کرده
sojourned together
با هم سفر کرده
sojourned here
اینجا سفر کرده
sojourned far
دور سفر کرده
sojourned locally
به صورت محلی سفر کرده
sojourned peacefully
به صلح سفر کرده
sojourned alone
تنها سفر کرده
sojourned in silence
در سکوت سفر کرده
we sojourned in the mountains for a week.
ما یک هفته در کوهها اقامت کردیم.
during our travels, we sojourned at a quaint little inn.
در طول سفرهايمان، ما در یک مهمانخانه کوچک و جذاب اقامت کردیم.
he sojourned in paris to study art.
او برای تحصیل هنر در پاریس اقامت کرد.
they sojourned in the city to experience its culture.
آنها برای تجربه فرهنگ آن در شهر اقامت کردند.
she sojourned at her grandmother's house every summer.
او هر تابستان در خانه مادربزرگش اقامت میکرد.
we sojourned by the lake, enjoying the serene views.
ما کنار دریاچه اقامت کردیم و از مناظر آرام لذت بردیم.
he sojourned in japan for a month to learn the language.
او برای یادگیری زبان یک ماه در ژاپن اقامت کرد.
they sojourned at the beach, soaking up the sun.
آنها در ساحل اقامت کردند و از آفتاب لذت بردند.
we sojourned in a remote village, far from the hustle and bustle.
ما در یک دهکده دورافتاده، دور از هیاهو و همهمه، اقامت کردیم.
she sojourned in italy, indulging in the local cuisine.
او در ایتالیا اقامت کرد و از غذاهای محلی لذت برد.
sojourned abroad
سفر کرده در خارج
sojourned briefly
به طور خلاصه سفر کرده
sojourned together
با هم سفر کرده
sojourned here
اینجا سفر کرده
sojourned far
دور سفر کرده
sojourned locally
به صورت محلی سفر کرده
sojourned peacefully
به صلح سفر کرده
sojourned alone
تنها سفر کرده
sojourned in silence
در سکوت سفر کرده
we sojourned in the mountains for a week.
ما یک هفته در کوهها اقامت کردیم.
during our travels, we sojourned at a quaint little inn.
در طول سفرهايمان، ما در یک مهمانخانه کوچک و جذاب اقامت کردیم.
he sojourned in paris to study art.
او برای تحصیل هنر در پاریس اقامت کرد.
they sojourned in the city to experience its culture.
آنها برای تجربه فرهنگ آن در شهر اقامت کردند.
she sojourned at her grandmother's house every summer.
او هر تابستان در خانه مادربزرگش اقامت میکرد.
we sojourned by the lake, enjoying the serene views.
ما کنار دریاچه اقامت کردیم و از مناظر آرام لذت بردیم.
he sojourned in japan for a month to learn the language.
او برای یادگیری زبان یک ماه در ژاپن اقامت کرد.
they sojourned at the beach, soaking up the sun.
آنها در ساحل اقامت کردند و از آفتاب لذت بردند.
we sojourned in a remote village, far from the hustle and bustle.
ما در یک دهکده دورافتاده، دور از هیاهو و همهمه، اقامت کردیم.
she sojourned in italy, indulging in the local cuisine.
او در ایتالیا اقامت کرد و از غذاهای محلی لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید