soother

[ایالات متحده]/ˈsuːðə/
[بریتانیا]/ˈsuːðər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که آرامش می‌دهد یا تسکین می‌دهد؛ یک سرپستانک لاستیکی برای نوزادان
Word Forms
جمعsoothers

عبارات و ترکیب‌ها

calming soother

آرام‌بخش ملایم‌کننده

gentle soother

ملایم‌کننده آرام

natural soother

ملایم‌کننده طبیعی

herbal soother

ملایم‌کننده گیاهی

sound soother

ملایم‌کننده صدا

baby soother

ملایم‌کننده نوزاد

sleep soother

ملایم‌کننده خواب

pain soother

ملایم‌کننده درد

skin soother

ملایم‌کننده پوست

stress soother

ملایم‌کننده استرس

جملات نمونه

the herbal tea acts as a natural soother for my nerves.

چای گیاهی به عنوان یک آرام‌بخش طبیعی برای اعصاب من عمل می‌کند.

after a long day, a warm bath is the perfect soother.

بعد از یک روز طولانی، یک حمام گرم آرامش‌بخش عالی است.

music can be a great soother in stressful times.

موسیقی می‌تواند در زمان‌های استرس‌زا آرامش‌بخش فوق‌العاده‌ای باشد.

she used a soft blanket as a soother for her baby.

او از یک پتو نرم به عنوان آرام‌بخش برای نوزادش استفاده کرد.

essential oils are often used as a soother for anxiety.

روغن‌های ضروری اغلب به عنوان آرام‌بخش برای اضطراب استفاده می‌شوند.

a good book can serve as a soother for a troubled mind.

یک کتاب خوب می‌تواند به عنوان آرامش‌بخش برای ذهن پریشان عمل کند.

he found comfort in meditation, acting as a soother for his thoughts.

او آرامش را در مدیتیشن یافت و به عنوان آرامش‌بخش برای افکارش عمل کرد.

the gentle breeze was a natural soother on the hot day.

نسیم ملایم در آن روز گرم یک آرام‌بخش طبیعی بود.

using a soother can help calm a fussy baby.

استفاده از یک آرام‌بخش می‌تواند به آرام کردن یک نوزاد بی‌قرار کمک کند.

her kind words were a soother during difficult times.

کلمات مهربانانه‌اش در زمان‌های سخت آرامش‌بخش بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید