| جمع | aggravators |
chief aggravator
عامل اصلی تشدید کننده
known aggravator
عامل شناخته شده تشدید کننده
aggravator effect
اثر عامل تشدید کننده
potential aggravator
عامل تشدید کننده پتانسیل
an aggravator
یک عامل تشدید کننده
the aggravator
عامل تشدید کننده
being an aggravator
بودن یک عامل تشدید کننده
aggravators present
وجود عوامل تشدید کننده
serious aggravator
عامل جدی تشدید کننده
the presence of alcohol was a significant aggravator in the crime.
وجود الکل در این جرم یک تشدید کننده قابل توجه بود.
stress and lack of sleep can be aggravators for migraine headaches.
استرس و کمبود خواب میتواند مسبب تشدید مигرن باشد.
poverty is often an aggravator of social unrest and crime.
فقر اغلب یک عامل تشدید کننده ناپایداری اجتماعی و جرم است.
his previous record made him an aggravator in the sentencing process.
سابقه او باعث شد که در فرآیند محکومیت به عنوان یک عامل تشدید کننده مطرح شود.
environmental pollution is a major aggravator of respiratory problems.
آلودگی محیط زیست یکی از عوامل تشدید کننده مشکلات تنفسی است.
inflation can be an aggravator for families struggling to make ends meet.
نرخ تورم میتواند یک عامل تشدید کننده برای خانوادههایی باشد که در تامین نیازهای خود دچار دشواری میشوند.
the ongoing conflict is an aggravator of the humanitarian crisis.
این درگیری ادامهیافته یک عامل تشدید کننده بحران انسانی است.
poor diet and exercise can be aggravators for heart disease.
تغذیه نامناسب و عدم ورزش میتواند مسبب تشدید بیماری قلبی باشد.
the lack of affordable housing is a significant aggravator for homelessness.
کمبود مسکن قابل پرداخت یک عامل تشدید کننده قابل توجه برای بیخانمانی است.
climate change is a major aggravator of extreme weather events.
تغییرات اقلیمی یکی از عوامل تشدید کننده حوادث جوی غیرمعمول است.
unemployment can be an aggravator for mental health issues.
بیکاری میتواند یک عامل تشدید کننده برای مشکلات سلامت روان باشد.
chief aggravator
عامل اصلی تشدید کننده
known aggravator
عامل شناخته شده تشدید کننده
aggravator effect
اثر عامل تشدید کننده
potential aggravator
عامل تشدید کننده پتانسیل
an aggravator
یک عامل تشدید کننده
the aggravator
عامل تشدید کننده
being an aggravator
بودن یک عامل تشدید کننده
aggravators present
وجود عوامل تشدید کننده
serious aggravator
عامل جدی تشدید کننده
the presence of alcohol was a significant aggravator in the crime.
وجود الکل در این جرم یک تشدید کننده قابل توجه بود.
stress and lack of sleep can be aggravators for migraine headaches.
استرس و کمبود خواب میتواند مسبب تشدید مигرن باشد.
poverty is often an aggravator of social unrest and crime.
فقر اغلب یک عامل تشدید کننده ناپایداری اجتماعی و جرم است.
his previous record made him an aggravator in the sentencing process.
سابقه او باعث شد که در فرآیند محکومیت به عنوان یک عامل تشدید کننده مطرح شود.
environmental pollution is a major aggravator of respiratory problems.
آلودگی محیط زیست یکی از عوامل تشدید کننده مشکلات تنفسی است.
inflation can be an aggravator for families struggling to make ends meet.
نرخ تورم میتواند یک عامل تشدید کننده برای خانوادههایی باشد که در تامین نیازهای خود دچار دشواری میشوند.
the ongoing conflict is an aggravator of the humanitarian crisis.
این درگیری ادامهیافته یک عامل تشدید کننده بحران انسانی است.
poor diet and exercise can be aggravators for heart disease.
تغذیه نامناسب و عدم ورزش میتواند مسبب تشدید بیماری قلبی باشد.
the lack of affordable housing is a significant aggravator for homelessness.
کمبود مسکن قابل پرداخت یک عامل تشدید کننده قابل توجه برای بیخانمانی است.
climate change is a major aggravator of extreme weather events.
تغییرات اقلیمی یکی از عوامل تشدید کننده حوادث جوی غیرمعمول است.
unemployment can be an aggravator for mental health issues.
بیکاری میتواند یک عامل تشدید کننده برای مشکلات سلامت روان باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید