sordidnesses

[ایالات متحده]/ˈsɔːdɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈsɔrdɪdnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت کثیف بودن یا پست اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

sordidnesses revealed

افشای زشت‌کاری‌ها

sordidnesses exposed

بر ملاءت زشت‌کاری‌ها

sordidnesses discussed

بحث درباره زشت‌کاری‌ها

sordidnesses acknowledged

تصدیق زشت‌کاری‌ها

sordidnesses unearthed

کشف زشت‌کاری‌ها

sordidnesses ignored

نادیده گرفتن زشت‌کاری‌ها

sordidnesses confronted

مقابله با زشت‌کاری‌ها

sordidnesses minimized

حداقل جلوه دادن زشت‌کاری‌ها

sordidnesses analyzed

تجزیه و تحلیل زشت‌کاری‌ها

sordidnesses hidden

پنهان کردن زشت‌کاری‌ها

جملات نمونه

his stories often reveal the sordidnesses of urban life.

داستان‌های او اغلب زشتی‌های زندگی شهری را آشکار می‌کنند.

the sordidnesses of the past should not be forgotten.

زشتی‌های گذشته نباید فراموش شوند.

she was shocked by the sordidnesses hidden beneath the surface.

او از زشتی‌هایی که در زیر سطح پنهان شده بودند شوکه شد.

they exposed the sordidnesses of the political scandal.

آنها زشتی‌های رسوایی سیاسی را آشکار کردند.

documentaries often highlight the sordidnesses of certain communities.

مستندها اغلب زشتی‌های برخی از جوامع را برجسته می‌کنند.

he couldn't bear to dwell on the sordidnesses of his childhood.

او نمی‌توانست روی زشتی‌های دوران کودکی خود تمرکز کند.

literature often explores the sordidnesses of human nature.

ادبیات اغلب به بررسی زشتی‌های طبیعت انسان می‌پردازد.

the sordidnesses of war are often overlooked in history books.

زشتی‌های جنگ اغلب در کتاب‌های تاریخ نادیده گرفته می‌شوند.

he wrote a novel that delves into the sordidnesses of fame.

او رمانی نوشت که به بررسی زشتی‌های شهرت می‌پردازد.

the sordidnesses of their relationship became apparent over time.

زشتی‌های رابطه آنها به مرور زمان آشکار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید