southwesterly

[ایالات متحده]/ˌsaʊθˈwɛstərli/
[بریتانیا]/ˌsaʊθˈwɛstərli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به سمت جنوب غربی; از جنوب غربی آمدن
adv. به سمت جنوب غربی; از جنوب غربی آمدن

عبارات و ترکیب‌ها

southwesterly winds

وزش بادهای جنوب غربی

southwesterly direction

جهت جنوب غربی

southwesterly storm

طوفان جنوب غربی

southwesterly flow

جریان جنوب غربی

southwesterly front

جبهه جنوب غربی

southwesterly breeze

نسیم جنوب غربی

southwesterly shift

تغییرات جنوب غربی

southwesterly currents

جریانات جنوب غربی

southwesterly region

منطقه جنوب غربی

southwesterly systems

سیستم‌های جنوب غربی

جملات نمونه

the southwesterly winds brought a change in temperature.

وزش بادهای جنوب غربی باعث تغییر دما شد.

we could see southwesterly clouds gathering on the horizon.

ما می‌توانستیم شاهد تجمع ابرها در جنوب غربی افق باشیم.

the ship sailed in a southwesterly direction.

کشتی به سمت جنوب غربی حرکت کرد.

the forecast predicts southwesterly rain showers this afternoon.

پیش‌بینی می‌شود که این بعد از ظهر بارش باران در جنوب غربی رخ دهد.

they decided to hike towards the southwesterly trail.

آنها تصمیم گرفتند به سمت مسیر جنوب غربی پیاده‌روی کنند.

southwesterly breezes are common in the spring.

نسیم‌های جنوب غربی در بهار رایج هستند.

we observed southwesterly migration patterns in the birds.

ما الگوهای مهاجرت جنوب غربی را در پرندگان مشاهده کردیم.

the southwesterly approach to the city has beautiful views.

مسیر جنوب غربی به شهر دارای مناظر زیبایی است.

she prefers to travel in a southwesterly route.

او ترجیح می‌دهد در مسیر جنوب غربی سفر کند.

the southwesterly current influenced the boat's speed.

جریان جنوب غربی بر سرعت قایق تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید