spacefarer

[ایالات متحده]/ˈspeɪsˌfɛə.rə/
[بریتانیا]/ˈspeɪsˌfɛr.ər/

ترجمه

n. فردی که در فضا سفر می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

brave spacefarer

ماجراجو جسور

experienced spacefarer

ماجراجوی با تجربه

future spacefarer

ماجراجوی آینده

famous spacefarer

ماجراجوی مشهور

skilled spacefarer

ماجراجوی ماهر

young spacefarer

ماجراجوی جوان

dedicated spacefarer

ماجراجوی متعهد

legendary spacefarer

ماجراجوی افسانه‌ای

courageous spacefarer

ماجراجوی شجاع

aspiring spacefarer

ماجراجوی جاه‌طلب

جملات نمونه

the spacefarer embarked on a mission to mars.

فضانورد وارد مأموریتی به مریخ شد.

every spacefarer dreams of exploring distant galaxies.

هر فضانوردی رویای کاوش کهکشان‌های دوردست را دارد.

the training program for spacefarers is rigorous.

برنامه آموزشی فضانوردان بسیار سخت است.

spacefarers must adapt to life in zero gravity.

فضانوردان باید با زندگی در بی‌وزنی سازگار شوند.

she became a renowned spacefarer after her successful missions.

او پس از مأموریت‌های موفقیت‌آمیزش به یک فضانورد مشهور تبدیل شد.

the spacefarer conducted experiments aboard the spacecraft.

فضانورد آزمایش‌هایی را در فضاپیما انجام داد.

being a spacefarer requires extensive knowledge of science.

فضانورد بودن مستلزم دانش گسترده‌ای در زمینه علم است.

the spacefarer shared stories of their adventures in space.

فضانورد داستان‌های ماجراهای خود را در فضا به اشتراک گذاشت.

future spacefarers will likely use advanced technology.

فضانوردان آینده احتمالاً از فناوری پیشرفته استفاده خواهند کرد.

many children aspire to become spacefarers one day.

بسیاری از کودکان آرزو دارند که یک روز فضانورد شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید