sparkler

[ایالات متحده]/ˈspɑːk.lər/
[بریتانیا]/ˈspɑrk.lər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آتش‌بازی که به آرامی می‌سوزد و در حین اینکه جرقه‌های رنگی منتشر می‌کند؛ شخصی که درخشندگی یا استعداد نشان می‌دهد؛ الماس
Word Forms
جمعsparklers

عبارات و ترکیب‌ها

sparkler show

نمایش شمع‌بازی

sparkler night

شب شمع‌بازی

sparkler party

جشن شمع‌بازی

sparkler fun

سرگرمی شمع‌بازی

sparkler display

نمایش شمع‌بازی

sparkler dance

رقص شمع‌بازی

sparkler lights

چراغ‌های شمع‌بازی

sparkler art

هنر شمع‌بازی

sparkler funfair

چرخ‌وفنی شمع‌بازی

sparkler magic

جادوی شمع‌بازی

جملات نمونه

she lit a sparkler during the celebration.

او یک شمع‌جناغی را در طول جشن روشن کرد.

the children enjoyed waving their sparklers in the dark.

کودکان از تکان دادن شمع‌جناغی‌های خود در تاریکی لذت بردند.

he bought a sparkler for the new year's party.

او یک شمع‌جناغی برای مهمانی سال نو خرید.

we watched the fireworks while holding sparklers.

ما آتش‌بازی را در حالی که شمع‌جناغی در دست داشتیم تماشا کردیم.

the sparkler lit up her face with a warm glow.

شمع‌جناغی چهره او را با درخشش گرمی روشن کرد.

make sure to hold the sparkler away from your face.

مطمئن شوید که شمع‌جناغی را از صورت خود دور نگه دارید.

they danced around with sparklers in their hands.

آنها با شمع‌جناغی در دستانشان می‌رقصیدند.

using a sparkler can add magic to your event.

استفاده از شمع‌جناغی می‌تواند جادو به رویداد شما اضافه کند.

she took beautiful photos of the sparkler display.

او عکس‌های زیبایی از نمایش شمع‌جناغی گرفت.

he wrote his name in the air with a sparkler.

او نام خود را با یک شمع‌جناغی در هوا نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید