spiced

[ایالات متحده]/spaɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ادویه‌دار.
Word Forms
زمان گذشتهspiced

عبارات و ترکیب‌ها

spiced with herbs

طعم‌دار شده با گیاهان

spiced with cinnamon

طعم‌دار شده با دارچین

spiced pumpkin

کدو تنبل طعم‌دار

spiced chai tea

چای ماسالا طعم‌دار

spiced cider

سیدر طعم‌دار

spiced rum

روم طعم‌دار

spice of life

چاشنی زندگی

spice girls

گروه spice girls

spice islands

جزایر ادویه

جملات نمونه

turbot with a spiced sauce.

ماهی توربوت با سس تند

Have you spiced this cake?

آیا این کیک را مزه‌دار کرده‌اید؟

His stories are spiced with humour.

داستان‌های او با طنز مزه‌دار شده‌اند.

hawkers brayed the merits of spiced sausages.

فروشان مزایای سوسیس های ادویه دار را تبلیغ می کردند.

Bouquet: Fragrant spiced plum and red jube fruit, with a hint of vanilla oak.

بوی خوش: زردآلو معطر و میوه جوب قرمز با طعم درخت بلوط وانیلی.

Pepper, Cumin, Cardamom, Ginger, Fennel, Ajowan, Bajra, Jowar, Spice Freshner, Spiced Tea

فلفل، زیره، هل، زنجبیل، رازیانه، اجوان، باجرا، جوار، تازه‌کننده ادویه، چای ادویه‌ای

We want to buy Pepper, Cumin, Cardamom, Ginger, Fennel, Ajowan, Bajra, Jowar, Spice Freshner, Spiced Tea

ما می‌خواهیم فلفل، زیره، هل، زنجبیل، رازیانه، اجوان، باجرا، جوار، تازه‌کننده ادویه، چای ادویه‌ای بخریم.

What kind will you have? Bolony? Salami? Spiced ham? Liverwurst? Head cheese ?

چه نوعی می‌خواهید؟ بولونی؟ سالامی؟ ژامبون تند؟ لیورورست؟ پنیر سر؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید