spiciness

[ایالات متحده]/ˈspaɪsɪnəs/
[بریتانیا]/ˈspaɪsɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت تند بودن؛ حالت داشتن طعم یا عطر قوی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high spiciness

تندی زیاد

spiciness level

سطح تندی

extreme spiciness

تندی شدید

moderate spiciness

تندی متوسط

spiciness scale

مقیاس تندی

spiciness index

شاخص تندی

reduce spiciness

کاهش تندی

spiciness tolerance

تحمل تندی

spiciness factor

ضریب تندی

spiciness preference

ترجیح تندی

جملات نمونه

adjust the spiciness to your preference.

تنظیم تندی آن را بر اساس سلیقه خود انجام دهید.

the spiciness of this dish is overwhelming.

تندی این غذا بسیار زیاد است.

she loves the spiciness of thai food.

او عاشق تندی غذاهای تایلندی است.

can you handle the spiciness of this salsa?

آیا می‌توانید تندی این سالسا را تحمل کنید؟

spiciness can enhance the flavor of the meal.

تندی می‌تواند طعم غذا را افزایش دهد.

he added extra spiciness to the soup.

او تندی اضافی به سوپ اضافه کرد.

the spiciness varies from region to region.

تندی آن از منطقه به منطقه متفاوت است.

some people enjoy the spiciness in their food.

برخی افراد از تندی غذاهای خود لذت می برند.

too much spiciness can ruin the dish.

تندی بیش از حد می تواند غذا را خراب کند.

she asked for the spiciness to be toned down.

او خواستار کاهش تندی آن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید