| جمع | blandnesses |
The dish lacked flavor due to its blandness.
غذا به دلیل بیمزه بودن، عطر و طعم نداشت.
She couldn't stand the blandness of the hotel's decor.
او نمیتوانست بیرمزی دکوراسیون هتل را تحمل کند.
The movie was criticized for its blandness and lack of originality.
فیلم به دلیل بیرمزی و فقدان اصالت مورد انتقاد قرار گرفت.
His speech was filled with blandness and clichés.
سخنرانی او پر از بیرمزی و کلیشهها بود.
The novel's characters were criticized for their blandness.
شخصیتهای رمان به دلیل بیرمزی مورد انتقاد قرار گرفتند.
The artist's work was accused of blandness and lack of creativity.
اثر هنرمند به بیرمزی و فقدان خلاقیت متهم شد.
The music had a certain blandness to it, lacking any emotional depth.
موسیقی حال و هوای بیرمزی داشت و فاقد عمق احساسی بود.
The room's decor was intentionally designed with blandness to create a minimalist look.
دکوراسیون اتاق به طور عمدی با بیرمزی طراحی شده بود تا ظاهری مینیمال ایجاد کند.
The play's dialogue was criticized for its blandness and lack of wit.
گفتگوی نمایش به دلیل بیرمزی و فقدان هوش مورد انتقاد قرار گرفت.
The painting's blandness failed to evoke any strong emotions in the viewers.
بیرمزی نقاشی نتوانست هیچ احساس قوی را در بینندگان برانگیزد.
" YOU could regard her as that, if you wished, " replied Chang with deprecating blandness.
«شما می توانستید او را به آن چشم نظر کنید، اگر می خواستید،» چانگ با بی اعتنایی ملایم پاسخ داد.
منبع: The Disappearing Horizon'I should hardly have supposed you did, even if you had not told me, ' said Knight with great blandness.
'من به سختی تصور می کردم که شما این کار را انجام می دهید، حتی اگر به من نمی گفتید،' نایت با بی اعتنایی فراوان گفت.
منبع: A pair of blue eyes (Part 2)Lists like these can turn blandness into an art form, and are overly determined by what will create an acronym.
لیست هایی مانند این ها می توانند بی اعتنایی را به یک هنر تبدیل کنند و بیش از حد تحت تأثیر این هستند که چه چیزی یک مخفف ایجاد می کند.
منبع: Economist BusinessWe must need a certain blandness of season, with a longer and more beneficent heat than many require, for there is never too much sun for us, and through the long summers we do not complain.
ما به یک بی اعتنایی خاص از فصل نیاز داریم، با گرمای طولانی تر و خیرخواهانه تر از آنچه بسیاری نیاز دارند، زیرا برای ما هیچ وقت خورشید زیادی وجود ندارد و در طول تابستان های طولانی ما شکایت نمی کنیم.
منبع: Cross Stream (Part 1)The dish lacked flavor due to its blandness.
غذا به دلیل بیمزه بودن، عطر و طعم نداشت.
She couldn't stand the blandness of the hotel's decor.
او نمیتوانست بیرمزی دکوراسیون هتل را تحمل کند.
The movie was criticized for its blandness and lack of originality.
فیلم به دلیل بیرمزی و فقدان اصالت مورد انتقاد قرار گرفت.
His speech was filled with blandness and clichés.
سخنرانی او پر از بیرمزی و کلیشهها بود.
The novel's characters were criticized for their blandness.
شخصیتهای رمان به دلیل بیرمزی مورد انتقاد قرار گرفتند.
The artist's work was accused of blandness and lack of creativity.
اثر هنرمند به بیرمزی و فقدان خلاقیت متهم شد.
The music had a certain blandness to it, lacking any emotional depth.
موسیقی حال و هوای بیرمزی داشت و فاقد عمق احساسی بود.
The room's decor was intentionally designed with blandness to create a minimalist look.
دکوراسیون اتاق به طور عمدی با بیرمزی طراحی شده بود تا ظاهری مینیمال ایجاد کند.
The play's dialogue was criticized for its blandness and lack of wit.
گفتگوی نمایش به دلیل بیرمزی و فقدان هوش مورد انتقاد قرار گرفت.
The painting's blandness failed to evoke any strong emotions in the viewers.
بیرمزی نقاشی نتوانست هیچ احساس قوی را در بینندگان برانگیزد.
" YOU could regard her as that, if you wished, " replied Chang with deprecating blandness.
«شما می توانستید او را به آن چشم نظر کنید، اگر می خواستید،» چانگ با بی اعتنایی ملایم پاسخ داد.
منبع: The Disappearing Horizon'I should hardly have supposed you did, even if you had not told me, ' said Knight with great blandness.
'من به سختی تصور می کردم که شما این کار را انجام می دهید، حتی اگر به من نمی گفتید،' نایت با بی اعتنایی فراوان گفت.
منبع: A pair of blue eyes (Part 2)Lists like these can turn blandness into an art form, and are overly determined by what will create an acronym.
لیست هایی مانند این ها می توانند بی اعتنایی را به یک هنر تبدیل کنند و بیش از حد تحت تأثیر این هستند که چه چیزی یک مخفف ایجاد می کند.
منبع: Economist BusinessWe must need a certain blandness of season, with a longer and more beneficent heat than many require, for there is never too much sun for us, and through the long summers we do not complain.
ما به یک بی اعتنایی خاص از فصل نیاز داریم، با گرمای طولانی تر و خیرخواهانه تر از آنچه بسیاری نیاز دارند، زیرا برای ما هیچ وقت خورشید زیادی وجود ندارد و در طول تابستان های طولانی ما شکایت نمی کنیم.
منبع: Cross Stream (Part 1)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید