spiral-shaped

[ایالات متحده]/[ˈspaɪrəlʃeɪpt]/
[بریتانیا]/[ˈspaɪrəlʃeɪpt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شکل چرخه‌ای؛ شبیه به چرخه؛ به صورت چرخه‌ای مرتب شده.

عبارات و ترکیب‌ها

spiral-shaped pasta

سیلندری شکل پاستا

spiral-shaped staircase

چرخه‌ای شکل پله

spiral-shaped shell

پوسته‌ای شکل چرخه

spiral-shaped galaxy

کهکشان چرخه‌ای شکل

spiral-shaped design

طراحی چرخه‌ای شکل

spiral-shaped path

مسیر چرخه‌ای شکل

spiral-shaped handle

مقبض چرخه‌ای شکل

spiral-shaped form

شکل چرخه‌ای

جملات نمونه

the staircase had a beautiful spiral-shaped design.

پله‌ها دارای طراحی زیبایی به شکل چرخ‌های گوشتی بود.

he found a spiral-shaped seashell on the beach.

او یک پوسته دریایی به شکل چرخ‌های گوشتی را روی ساحل پیدا کرد.

the galaxy's arms extend in a spiral-shaped pattern.

بازوهای کهکشان به الگویی به شکل چرخ‌های گوشتی گسترش می‌یابند.

the pasta was cut into spiral-shaped noodles.

پاستا به شکل چرخ‌های گوشتی برش داده شد.

the artist used a spiral-shaped motif in the painting.

هنرمند در نقاشی از یک الگوی به شکل چرخ‌های گوشتی استفاده کرد.

the dna molecule has a distinctive spiral-shaped structure.

مoleکول DNA دارای ساختاری منحصر به فرد به شکل چرخ‌های گوشتی است.

the slide at the playground was spiral-shaped and fun.

جیب لیزر در بازیگاه دارای شکل چرخ‌های گوشتی و جالب بود.

the river wound through the valley in a spiral-shaped course.

رودخانه به دور دشت به شکل چرخ‌های گوشتی پیچید.

the ancient ruins featured a spiral-shaped stone pathway.

بازماندهای باستانی دارای مسیری از سنگ به شکل چرخ‌های گوشتی بود.

the dancer moved gracefully in a spiral-shaped pattern across the stage.

نوازنده به شکل چرخ‌های گوشتی به طور زیبایی روی صحنه حرکت کرد.

the tree trunk grew in a slightly spiral-shaped manner.

تنه درخت به شکل چرخ‌های گوشتی کمی رشد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید