spiral-shaped pasta
سیلندری شکل پاستا
spiral-shaped staircase
چرخهای شکل پله
spiral-shaped shell
پوستهای شکل چرخه
spiral-shaped galaxy
کهکشان چرخهای شکل
spiral-shaped design
طراحی چرخهای شکل
spiral-shaped path
مسیر چرخهای شکل
spiral-shaped handle
مقبض چرخهای شکل
spiral-shaped form
شکل چرخهای
the staircase had a beautiful spiral-shaped design.
پلهها دارای طراحی زیبایی به شکل چرخهای گوشتی بود.
he found a spiral-shaped seashell on the beach.
او یک پوسته دریایی به شکل چرخهای گوشتی را روی ساحل پیدا کرد.
the galaxy's arms extend in a spiral-shaped pattern.
بازوهای کهکشان به الگویی به شکل چرخهای گوشتی گسترش مییابند.
the pasta was cut into spiral-shaped noodles.
پاستا به شکل چرخهای گوشتی برش داده شد.
the artist used a spiral-shaped motif in the painting.
هنرمند در نقاشی از یک الگوی به شکل چرخهای گوشتی استفاده کرد.
the dna molecule has a distinctive spiral-shaped structure.
مoleکول DNA دارای ساختاری منحصر به فرد به شکل چرخهای گوشتی است.
the slide at the playground was spiral-shaped and fun.
جیب لیزر در بازیگاه دارای شکل چرخهای گوشتی و جالب بود.
the river wound through the valley in a spiral-shaped course.
رودخانه به دور دشت به شکل چرخهای گوشتی پیچید.
the ancient ruins featured a spiral-shaped stone pathway.
بازماندهای باستانی دارای مسیری از سنگ به شکل چرخهای گوشتی بود.
the dancer moved gracefully in a spiral-shaped pattern across the stage.
نوازنده به شکل چرخهای گوشتی به طور زیبایی روی صحنه حرکت کرد.
the tree trunk grew in a slightly spiral-shaped manner.
تنه درخت به شکل چرخهای گوشتی کمی رشد کرد.
spiral-shaped pasta
سیلندری شکل پاستا
spiral-shaped staircase
چرخهای شکل پله
spiral-shaped shell
پوستهای شکل چرخه
spiral-shaped galaxy
کهکشان چرخهای شکل
spiral-shaped design
طراحی چرخهای شکل
spiral-shaped path
مسیر چرخهای شکل
spiral-shaped handle
مقبض چرخهای شکل
spiral-shaped form
شکل چرخهای
the staircase had a beautiful spiral-shaped design.
پلهها دارای طراحی زیبایی به شکل چرخهای گوشتی بود.
he found a spiral-shaped seashell on the beach.
او یک پوسته دریایی به شکل چرخهای گوشتی را روی ساحل پیدا کرد.
the galaxy's arms extend in a spiral-shaped pattern.
بازوهای کهکشان به الگویی به شکل چرخهای گوشتی گسترش مییابند.
the pasta was cut into spiral-shaped noodles.
پاستا به شکل چرخهای گوشتی برش داده شد.
the artist used a spiral-shaped motif in the painting.
هنرمند در نقاشی از یک الگوی به شکل چرخهای گوشتی استفاده کرد.
the dna molecule has a distinctive spiral-shaped structure.
مoleکول DNA دارای ساختاری منحصر به فرد به شکل چرخهای گوشتی است.
the slide at the playground was spiral-shaped and fun.
جیب لیزر در بازیگاه دارای شکل چرخهای گوشتی و جالب بود.
the river wound through the valley in a spiral-shaped course.
رودخانه به دور دشت به شکل چرخهای گوشتی پیچید.
the ancient ruins featured a spiral-shaped stone pathway.
بازماندهای باستانی دارای مسیری از سنگ به شکل چرخهای گوشتی بود.
the dancer moved gracefully in a spiral-shaped pattern across the stage.
نوازنده به شکل چرخهای گوشتی به طور زیبایی روی صحنه حرکت کرد.
the tree trunk grew in a slightly spiral-shaped manner.
تنه درخت به شکل چرخهای گوشتی کمی رشد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید