spoilable

[ایالات متحده]/[ˈspɔɪləbl̩]/
[بریتانیا]/[ˈspoɪləbl̩]/

ترجمه

adj. قابل خراب شدن؛ فاسد شدنی؛ به راحتی تحت تاثیر شرایط نامساعد؛ آسیب پذیر؛ قابل نابود یا کاهش ارزش شدن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

spoilable goods

کالا فاسدشدنی

highly spoilable

بسیار فاسدشدنی

spoilable produce

محصولات فاسدشدنی

is spoilable

فاسدشدنی است

less spoilable

کمتر فاسدشدنی

spoilable items

وسایل فاسدشدنی

keeping spoilable

حفظ فاسدشدنی

جملات نمونه

the milk is spoilable and needs to be refrigerated.

شیر فاسدشدنی است و نیاز به نگهداری در یخچال دارد.

these fruits are highly spoilable, so eat them quickly.

این میوه‌ها به شدت فاسدشدنی هستند، پس آن‌ها را سریع بخورید.

left in the sun, the food will become spoilable.

اگر در آفتاب رها شود، غذا فاسدشدنی خواهد شد.

we need to be careful with spoilable goods during transport.

ما باید در هنگام حمل و نقل با کالاهای فاسدشدنی مراقب باشیم.

proper storage is essential for spoilable items.

نگهداری مناسب برای اقلام فاسدشدنی ضروری است.

the grocery store sells a wide range of spoilable products.

فروشگاه مواد غذایی طیف گسترده‌ای از محصولات فاسدشدنی را می‌فروشد.

check the expiration date on all spoilable foods.

تاریخ انقضا را روی همه مواد غذایی فاسدشدنی بررسی کنید.

freezing is a good way to preserve spoilable ingredients.

فریز کردن راه خوبی برای حفظ مواد فاسدشدنی است.

many restaurants struggle with managing spoilable inventory.

بسیاری از رستوران‌ها در مدیریت موجودی فاسدشدنی مشکل دارند.

the shipment contained a large quantity of spoilable produce.

بار محموله‌ای از محصولات فاسدشدنی به مقدار زیاد داشت.

it's important to separate spoilable items from non-spoilable ones.

مهم است اقلام فاسدشدنی را از اقلام غیرفاسدشدنی جدا کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید