sponsorship

[ایالات متحده]/ˈspɒnsəʃɪp/
[بریتانیا]/ˈspɑːnsərʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حمایت مالی که توسط یک شرکت یا فرد به منظور فرصت‌های تبلیغاتی ارائه می‌شود؛ عمل حمایت مالی؛ وضعیت ضامن بودن؛ نقش پدر یا مادر خوانده.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

corporate sponsorship

اسپانسر شرکتی

sponsorship agreement

قرارداد حمایت مالی

sponsorship package

بسته حمایت مالی

sponsorship opportunity

فرصت حمایت مالی

sponsorship deal

معامله حمایت مالی

جملات نمونه

sponsorship is a form of advertising.

حمایت مالی نوعی تبلیغات است.

sponsorship for next year’s World Cup

حمایت مالی برای جام جهانی سال آینده

sponsorship is not a prerequisite for any of our courses.

حمایت مالی پیش‌شرط شرکت در هیچ یک از دوره‌های ما نیست.

sponsorship money doesn't grow on trees in the States.

پول حمایت مالی از درخت نمی‌آید در ایالات متحده.

the bigger clubs monopolize the most profitable sponsorships and TV deals.

باشگاه‌های بزرگتر بیشترین حامیان مالی سودآور و قراردادهای تلویزیونی را در اختیار دارند.

The company has decided to withdraw from some of its sports sponsorship.

شرکت تصمیم گرفته است از برخی از حمایت‌های مالی ورزشی خود خارج شود.

Any sponsorship deal would be scuppered if Jones misses the Olympics.

هر قرارداد حمایت مالی در صورت غیبت جونز در المپیک ناکام خواهد شد.

نمونه‌های واقعی

Moving on, we have the word sponsorship.

در حال پیشرفت، واژه حمایت مالی را داریم.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

" It will help to popularize the game and attract more sponsorship, " he said.

" این به محبوبیت بازی کمک می کند و حمایت مالی بیشتری را جذب می کند،" او گفت.

منبع: VOA Special March 2022 Collection

A major factor in Nike’s success is its sponsorship of top sports stars.

یکی از عوامل اصلی موفقیت نایک، حمایت مالی آن از ستاره های ورزشی برتر است.

منبع: Introduction to International Brands in English

But buying sponsorship rights is just the first step.

اما خرید حقوق حمایت مالی تنها اولین قدم است.

منبع: Wall Street Journal

And sponsorship is usually a very effective form of marketing.

و حمایت مالی معمولاً یک شکل بسیار موثر از بازاریابی است.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

Companies make million-dollar investments in these sponsorship deals.

شرکت ها سرمایه گذاری های میلیون دلاری در این قراردادهای حمایت مالی انجام می دهند.

منبع: Wall Street Journal

Alibaba and Tim Hortons have provided sponsorship and equipment to the team.

علی بابا و تیم هورتونز حمایت مالی و تجهیزات را در اختیار تیم قرار داده اند.

منبع: VOA Standard English_Africa

After that, he says, he hopes to raise money online and through sponsorships.

پس از آن، او می گوید، امیدوار است از طریق اینترنت و حمایت مالی پول جمع کند.

منبع: National Parks of the United States

Without reforms, Visa said, the company would look at its sponsorship of FIFA.

در صورت عدم اصلاحات، ویزا گفت که شرکت به حمایت مالی خود از فیفا نگاه خواهد کرد.

منبع: VOA Special June 2015 Collection

The IOC generates billions in revenue through the sale of broadcast and sponsorship rights.

کمیته بین‌المللی المپیک میلیاردها درآمد از طریق فروش حقوق پخش و حمایت مالی کسب می‌کند.

منبع: Wall Street Journal

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید