sprang

[ایالات متحده]/spræŋ/
[بریتانیا]/spræŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته spring؛ پرش یا جهش کردن
n. مش؛ نوعی بافتن

عبارات و ترکیب‌ها

sprang up

ظاهر شد

sprang forth

بیرون پرید

sprang back

به عقب پرید

sprang into

وارد شد

sprang out

بیرون آمد

sprang at

به سمت

sprang away

دور شد

sprang over

بر داشت

sprang around

چکره زد

sprang together

در کنار هم

جملات نمونه

the cat sprang onto the table.

گربه با سرعت روی میز پرید.

she sprang into action when she heard the news.

وقتی خبر را شنید، به سرعت وارد عمل شد.

the idea sprang from a casual conversation.

این ایده از یک مکالمه غیررسمی نشأت گرفت.

he sprang back in surprise.

او با تعجب عقب نشست.

joy sprang from her heart as she saw him.

وقتی او را دید، شادی از قلبش فوران کرد.

new opportunities sprang up after the meeting.

فرصت‌های جدید پس از جلسه پدید آمدند.

the dog sprang forward to chase the ball.

سگ برای تعقیب توپ به جلو پرید.

ideas sprang to mind during the brainstorming session.

ایده‌ها در طول جلسه بارش فکری به ذهن خطور کرد.

she sprang to the conclusion too quickly.

او خیلی زود به این نتیجه رسید.

he sprang from his seat when he heard the announcement.

وقتی اعلامیه را شنید، از جای خود برخاست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید