spurted

[ایالات متحده]/spɜːtɪd/
[بریتانیا]/spɜrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ناگهانی مایع یا شعله را پرتاب کردن؛ به سرعت برای مسافتی کوتاه حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

water spurted

آب فوران کرد

blood spurted

خون فوران کرد

steam spurted

بخار فوران کرد

oil spurted

روغن فوران کرد

fire spurted

آتش فوران کرد

liquid spurted

مایع فوران کرد

ink spurted

جوهر فوران کرد

gas spurted

گاز فوران کرد

lava spurted

گدازه فوران کرد

energy spurted

انرژی فوران کرد

جملات نمونه

the water spurted from the fountain.

آب از فواره بیرون زد.

he spurted out a stream of words in excitement.

او با هیجان، جریان زیادی از کلمات را بیرون ریخت.

the engine spurted smoke when it started.

وقتی شروع به کار کرد، موتور دود بیرون داد.

she spurted forward to catch the bus.

او برای گرفتن اتوبوس به سرعت به جلو هجوم برد.

the child spurted juice all over the table.

کودک آبمیوه را روی میز پخش کرد.

he spurted blood from his wound.

او خون را از زخم خود بیرون داد.

the athlete spurted ahead of his competitors.

ورزشکار از رقبای خود پیشی گرفت.

water spurted from the broken pipe.

آب از لوله شکسته بیرون زد.

she spurted laughter when she heard the joke.

وقتی شوخی را شنید، خنده سر داد.

the rocket spurted flames as it launched.

هنگامی که پرتاب شد، موشک شعله های آتش را بیرون داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید