squeak

[ایالات متحده]/skwiːk/
[بریتانیا]/skwik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. افشا کردن اطلاعات محرمانه؛ ایجاد یک صدای زیر؛ با حاشیه باریکی موفق شدن
n. یک صدای زیر؛ یک فرصت
vt. ایجاد یک صدای کوتاه و زیر.
Word Forms
زمان گذشتهsqueaked
صفت یا فعل حال استمراریsqueaking
شکل سوم شخص مفردsqueaks
قسمت سوم فعلsqueaked
جمعsqueaks

عبارات و ترکیب‌ها

squeak softly

ناله آرام

squeak with excitement

ناله با هیجان

high-pitched squeak

ناله با صدای بالا

mouse squeak

ناله موش

جملات نمونه

The old wooden floorboards squeak under your feet.

کف‌پوش‌های چوبی قدیمی زیر پای شما صدا می‌دهند.

The mouse gave a loud squeak when it saw the cat.

鼠ه وقتی گربه را دید، صدای بلند سوت‌کشی داد.

I heard a faint squeak coming from the hinges of the door.

من صدای سوت‌کشی ضعیفی شنیدم که از لولای در می‌آمد.

She let out a squeak of surprise when she saw the birthday cake.

وقتی کیک تولد را دید، از تعجب سوت‌کشی کرد.

The rusty gate squeaked loudly as it opened.

درزنگ زنگ‌زدگی با صدای بلند باز شد.

The baby's toy makes a squeak when you squeeze it.

اسباب‌بازی نوزاد وقتی آن را فشار می‌دهید، سوت‌کشی می‌کند.

The old swing set squeaks when you push it.

وسایل بازی قدیمی وقتی آن را هل می‌دهید، سوت‌کشی می‌کند.

The rusty bicycle chain squeaked as he pedaled.

زنجیر دوچرخه زنگ‌زدگی با صدای بلند سوت‌کشی کرد.

The hinges on the door squeak every time it opens.

لولای در هر بار که باز می‌شود، سوت‌کشی می‌کند.

The mouse let out a tiny squeak before scurrying away.

鼠ه قبل از فرار، صدای سوت‌کشی کوچکی داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید