squeakiest toy
چیزی که فریاد میزند
squeakiest door
دری که فریاد میزند
squeakiest wheel
چرخی که فریاد میزند
the squeakiest mouse in the house was under the sofa.
خوبترین ماوس سر و صدای دارد که در خانه بود در زیر نشستن.
she bought the squeakiest new shoes she could find.
او خریداری از جفت جدیدی از پایین های سر و صدای دارد که می توانست پیدا کند.
the squeakiest door hinge needed some oil.
مفصل دریچه ای که سر و صدای دارد نیاز به روغن داشت.
he had the squeakiest bicycle tires i’d ever heard.
او داشت دوچرخه چرخ های سر و صدای دارد که من تا به حال شنیده بود.
the squeakiest toy was my little brother’s favorite.
بیشترین بازی سر و صدای دارد برادر کوچک من دوست داشت.
the squeakiest swing set made the kids laugh.
بیشترین مجموعه پرندگان سر و صدای دارد کودکان را خنده زد.
it was the squeakiest chair in the entire room.
این صندلی سر و صدای دارد در تمام اتاق بود.
the squeakiest wheel on the wagon needed replacing.
چرخ سر و صدای دارد روی اسب سواری نیاز به جایگزینی داشت.
we tried to find the squeakiest part of the floorboards.
ما سعی کردیم قسمت سر و صدای دارد از تخته های زمین را پیدا کنیم.
the squeakiest part of the playground was the slide.
بیشترین قسمت از محوطه بازی سر و صدای دارد بود اسکیزو.
the squeakiest rocking horse delighted the young child.
اسب لرزان سر و صدای دارد کودک جوان را خوشحال کرد.
squeakiest toy
چیزی که فریاد میزند
squeakiest door
دری که فریاد میزند
squeakiest wheel
چرخی که فریاد میزند
the squeakiest mouse in the house was under the sofa.
خوبترین ماوس سر و صدای دارد که در خانه بود در زیر نشستن.
she bought the squeakiest new shoes she could find.
او خریداری از جفت جدیدی از پایین های سر و صدای دارد که می توانست پیدا کند.
the squeakiest door hinge needed some oil.
مفصل دریچه ای که سر و صدای دارد نیاز به روغن داشت.
he had the squeakiest bicycle tires i’d ever heard.
او داشت دوچرخه چرخ های سر و صدای دارد که من تا به حال شنیده بود.
the squeakiest toy was my little brother’s favorite.
بیشترین بازی سر و صدای دارد برادر کوچک من دوست داشت.
the squeakiest swing set made the kids laugh.
بیشترین مجموعه پرندگان سر و صدای دارد کودکان را خنده زد.
it was the squeakiest chair in the entire room.
این صندلی سر و صدای دارد در تمام اتاق بود.
the squeakiest wheel on the wagon needed replacing.
چرخ سر و صدای دارد روی اسب سواری نیاز به جایگزینی داشت.
we tried to find the squeakiest part of the floorboards.
ما سعی کردیم قسمت سر و صدای دارد از تخته های زمین را پیدا کنیم.
the squeakiest part of the playground was the slide.
بیشترین قسمت از محوطه بازی سر و صدای دارد بود اسکیزو.
the squeakiest rocking horse delighted the young child.
اسب لرزان سر و صدای دارد کودک جوان را خوشحال کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید