staffs

[ایالات متحده]/stæfs/
[بریتانیا]/stæfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع staff؛ گروهی از کارکنان؛ پرسنل مدیریتی در مدارس؛ staff یا میله
v. سوم شخص مفرد staff؛ استخدام کردن؛ تجهیز کردن با staff؛ صدور دستورالعمل به staff

عبارات و ترکیب‌ها

staffs meeting

جلسه کارکنان

staffs training

آموزش کارکنان

staffs schedule

برنامه کارکنان

staffs feedback

بازخورد کارکنان

staffs roles

نقش‌های کارکنان

staffs performance

عملکرد کارکنان

staffs policy

سیاست کارکنان

staffs benefits

مزایای کارکنان

staffs support

حمایت کارکنان

جملات نمونه

the staffs in the office are very helpful.

کارمندان در دفتر بسیار مفید هستند.

our staffs are trained to handle customer complaints.

کارمندان ما آموزش دیده‌اند تا از پس رسیدگی به شکایات مشتریان برآیند.

the staffs work together to achieve common goals.

کارمندان برای دستیابی به اهداف مشترک با یکدیگر همکاری می‌کنند.

it's important to recognize the efforts of our staffs.

تشکر از تلاش‌های کارمندان ما مهم است.

staffs are required to attend the training session.

از کارمندان انتظار می‌رود در جلسه آموزشی شرکت کنند.

we need more staffs to manage the increased workload.

ما به کارمندان بیشتری برای مدیریت حجم کاری افزایش‌یافته نیاز داریم.

the staffs' feedback is crucial for improving services.

بازخورد کارمندان برای بهبود خدمات بسیار مهم است.

our staffs are dedicated to providing excellent service.

کارمندان ما متعهد به ارائه خدمات عالی هستند.

many staffs have expressed their concerns about the changes.

بسیاری از کارمندان نگرانی خود را در مورد تغییرات ابراز کرده‌اند.

staffs are encouraged to share their ideas during meetings.

از کارمندان خواسته شده است که ایده‌های خود را در جلسات به اشتراک بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید