stair

[ایالات متحده]/steə/
[بریتانیا]/stɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرحله یا مجموعه‌ای از مراحل برای رفتن از یک سطح به سطح دیگر؛ یک سطح از پله‌ها
Word Forms
جمعstairs

عبارات و ترکیب‌ها

stair case

پله

stair step

پله

stair rail

نرده پله

stair lift

آسانسور پله

stair landing

نشستگاه پله

stair climb

بالارفتن از پله

stair tread

میانه پله

stairway access

دسترسی به راه پله

stair design

طراحی پله

stair safety

ایمنی پله

جملات نمونه

she walked down the stairs carefully.

او با احتیاط از پله‌ها پایین رفت.

he tripped on the last stair.

او روی آخرین پله زمین خورد.

there are ten stairs leading to the entrance.

ده پله به ورودی منتهی می‌شود.

they decided to paint the stair railing.

آنها تصمیم گرفتند نرده پله را رنگ کنند.

the stairwell was poorly lit.

راه پله نور کافی نداشت.

she sat on the stair to rest.

او برای استراحت روی پله نشست.

he can run up the stairs quickly.

او می‌تواند به سرعت از پله‌ها بالا برود.

we heard a noise coming from the stairway.

ما صدایی را شنیدیم که از راه پله می‌آمد.

the children played on the stair landing.

کودکان در محل فرود پله بازی کردند.

she lost her balance on the slippery stairs.

او تعادل خود را روی پله‌های لغزنده از دست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید