stanza

[ایالات متحده]/ˈstænzə/
[بریتانیا]/ˈstænzə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از یک شعر؛ یک دوره اجرا؛ یک بخش
Word Forms
جمعstanzas

عبارات و ترکیب‌ها

stanza break

شکستن بند

poetic stanza

بند شعری

جملات نمونه

to sing the second stanza

برای خواندن مصراع دوم

the last stanza deteriorates into doggerel.

بخش پایانی به وزن شعر ارزان‌قیمت تبدیل می‌شود.

each stanza has eight lines.

هر مصراع هشت خط دارد.

Let's split up into teams. This poem doesn't split up into stanzas very well.

بیایید به گروه‌های جداگانه تقسیم شویم. این شعر به خوبی به مصراع تقسیم نمی‌شود.

The poem consists of five stanzas.

این شعر از پنج مصراع تشکیل شده است.

Each stanza conveys a different emotion.

هر مصراع احساسات متفاوتی را منتقل می‌کند.

She memorized the first stanza of the song.

او مصراع اول آهنگ را حفظ کرد.

The final stanza of the poem is particularly powerful.

مصراع پایانی شعر به طور خاص قدرتمند است.

The stanza rhymes beautifully.

این مصراع به زیبایی قافیه دارد.

The stanza captures the essence of the story.

این مصراع جوهر داستان را به تصویر می‌کشد.

The stanza breaks down the main idea into smaller parts.

این مصراع ایده اصلی را به اجزای کوچکتر تقسیم می‌کند.

The stanza serves as a transition between two themes.

این مصراع به عنوان یک گذار بین دو موضوع عمل می‌کند.

The stanza evokes a sense of nostalgia.

این مصراع حسی از نوستالژی را برمی‌انگیزد.

The stanza ends with a powerful metaphor.

این مصراع با یک استعاره قدرتمند به پایان می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید