stationing

[ایالات متحده]/'steʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد حضور نظامی در یک مکان خاص

عبارات و ترکیب‌ها

stationing troops

استقرار نیروها

جملات نمونه

The army is stationing troops along the border.

ارتش در حال استقرار نیروها در امتداد مرز است.

The company is stationing employees in different cities for a new project.

شرکت در حال استقرار کارمندان در شهرهای مختلف برای یک پروژه جدید است.

The government is stationing police officers in the high-crime areas.

دولت در حال استقرار افسران پلیس در مناطق جرم‌خیز است.

The embassy is stationing diplomats in the foreign country.

سفارت در حال استقرار دیپلمات‌ها در کشور خارجی است.

The airline is stationing flight attendants on international routes.

شرکت هواپیمایی در حال استقرار مهمانداران در مسیرهای بین‌المللی است.

The organization is stationing volunteers in disaster-stricken areas.

سازمان در حال استقرار داوطلبان در مناطق آسیب‌دیده از فاجعه است.

The UN is stationing peacekeepers in conflict zones.

سازمان ملل متحد در حال استقرار صلح‌بانان در مناطق جنگ‌زده است.

The police are stationing officers at the event venue for security.

پلیس در حال استقرار افسران در محل برگزاری رویداد برای امنیت است.

The company is stationing technicians at the manufacturing plant.

شرکت در حال استقرار تکنسین‌ها در کارخانه تولید است.

The school is stationing counselors to support students' mental health.

مدرسه در حال استقرار مشاوران برای حمایت از سلامت روان دانش‌آموزان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید