steeply

[ایالات متحده]/'sti:pli/
[بریتانیا]/ˈstɪplɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. ناگهان; به شدت

عبارات و ترکیب‌ها

rise steeply

افزایش شدید

fall steeply

کاهش شدید

جملات نمونه

steeply progressive income taxes.

مالیات‌های درآمدی به شدت تصاعدی.

The path began to climb quite steeply.

مسیر به طور قابل توجهی شروع به صعود کرد.

The path descends steeply to the village.

مسیر به شدت به سمت روستا شیب دارد.

The turns on the racetrack were steeply banked.

پیچ‌های پیست مسابقه شیب تند داشتند.

The road climbs steeply to the top.

جاده به سمت بالا به شدت شیب دارد.

The plane banked steeply to the left.

هواپیما به شدت به سمت چپ چرخید.

The hill slopes steeply down to the town.

تپه به طور تند و شیب‌دار به سمت شهر می‌رود.

the track climbed steeply up a narrow, twisting valley.

مسیر به شدت در امتداد یک دره باریک و پیچ دررو بالا رفت.

steeply pitched roofs which harmonize with the form of the main roof.

سقف‌های شیب‌دار که با شکل سقف اصلی هماهنگ هستند.

Above the treeline take a grassy path leading steeply towards the summit.

بالای خط درختان، یک مسیر علفی را بگیرید که به سمت قله به شدت می رود.

midvein slightly elevated on both surfaces, lateral veins ca. 7 pairs, campylodromous, ascending steeply and running close to edge some distance before termination.

ورید میانی کمی بالاتر از سطح هر دو، سیاهرگ‌های جانبی حدوداً 7 جفت، کمپیلودروموس، به طور تند صعود می‌کند و قبل از خاتمه مسافتی را در نزدیکی لبه طی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید