stenchy

[ایالات متحده]/ˈstentʃi/
[بریتانیا]/ˈstɛntʃi/

ترجمه

adj. دارای بوی تند و ناخوشایند؛ بدبو

عبارات و ترکیب‌ها

stenchy socks

جوراب بدبو

stenchy breath

نفس بدبو

stenchy room

اتاق بدبو

stenchy garbage

زباله بدبو

جملات نمونه

the stenchy garbage needed to be taken out immediately.

سطل زباله بدبو باید امشب خالی شود.

we walked quickly past the stenchy alley behind the restaurant.

ما از کوچه بدبو پشت رستوران رویگردان شدیم.

his stenchy gym socks were left on the living room floor.

پس از سیل، زیرزمین بدبو و مرطوب شد.

the stenchy mud made the hike quite unpleasant.

جوراب‌های بدبو برای چند روز در کیف ورزشی رها شده بودند.

a stenchy vapor rose from the toxic waste dump.

بوی بدبو از لوله تخلیه از سینک حمام بلند شد.

fish markets are often stenchy places in the summer.

او یک شیشه سس فاسد بدبو را باز کرد و منزجر شد.

she refused to touch the stenchy bowl in the sink.

بازار ماهی بدبو قبل از طلوع آفتاب شلوغ‌تر بود.

the stenchy pond was polluted with industrial runoff.

توده کمپوست بدبو به برگ‌های خشک بیشتری نیاز دارد.

he couldn't tolerate the stenchy odor of stale cigarettes.

آنها در مورد بوی بدبو در راهرو شکایت کردند.

the stenchy locker room cleared out after the game.

ما کفش‌های بدبو را بیرون در ایوان نگه داشتیم.

a stenchy breeze blew in from the swamp nearby.

یک گودال بدبو از آب راکد در نزدیکی پیاده‌رو شکل گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید