my stepbrothers
برادرهای ناتنی من
stepbrothers reunion
دیدار مجدد برادرهای ناتنی
stepbrothers bond
پیوند برادرهای ناتنی
stepbrothers relationship
رابطه برادرهای ناتنی
stepbrothers fight
درگیری برادرهای ناتنی
stepbrothers support
حمایت برادرهای ناتنی
stepbrothers rivalry
رقابت برادرهای ناتنی
stepbrothers adventure
ماجراجویی برادرهای ناتنی
stepbrothers story
داستان برادرهای ناتنی
stepbrothers memories
خاطرات برادرهای ناتنی
my stepbrothers and i often play video games together.
من و برادرهای ناتنیام اغلب با هم بازی ویدیویی انجام میدهیم.
stepbrothers can sometimes have a competitive relationship.
برادرهای ناتنی گاهی اوقات ممکن است رابطه رقابتی داشته باشند.
we went on a family trip with my stepbrothers last summer.
ما تابستان گذشته در یک سفر خانوادگی با برادرهای ناتنیام رفتیم.
my stepbrothers helped me with my homework.
برادرهای ناتنیام در انجام تکالیفم به من کمک کردند.
stepbrothers often bond over shared interests.
برادرهای ناتنی اغلب بر اساس علایق مشترک با هم ارتباط برقرار میکنند.
we had a fun game night with my stepbrothers.
ما یک شب بازی سرگرم کننده با برادرهای ناتنیام داشتیم.
sometimes stepbrothers can feel like real brothers.
گاهی اوقات برادرهای ناتنی ممکن است احساس کنند که برادر واقعی هستند.
my stepbrothers and i share a lot of childhood memories.
من و برادرهای ناتنیام خاطرات کودکی زیادی با هم داریم.
it can be challenging to adjust to having stepbrothers.
سازگاری با داشتن برادرهای ناتنی میتواند چالشبرانگیز باشد.
we often argue, but my stepbrothers are still my best friends.
ما اغلب بحث میکنیم، اما برادرهای ناتنیام هنوز بهترین دوستان من هستند.
my stepbrothers
برادرهای ناتنی من
stepbrothers reunion
دیدار مجدد برادرهای ناتنی
stepbrothers bond
پیوند برادرهای ناتنی
stepbrothers relationship
رابطه برادرهای ناتنی
stepbrothers fight
درگیری برادرهای ناتنی
stepbrothers support
حمایت برادرهای ناتنی
stepbrothers rivalry
رقابت برادرهای ناتنی
stepbrothers adventure
ماجراجویی برادرهای ناتنی
stepbrothers story
داستان برادرهای ناتنی
stepbrothers memories
خاطرات برادرهای ناتنی
my stepbrothers and i often play video games together.
من و برادرهای ناتنیام اغلب با هم بازی ویدیویی انجام میدهیم.
stepbrothers can sometimes have a competitive relationship.
برادرهای ناتنی گاهی اوقات ممکن است رابطه رقابتی داشته باشند.
we went on a family trip with my stepbrothers last summer.
ما تابستان گذشته در یک سفر خانوادگی با برادرهای ناتنیام رفتیم.
my stepbrothers helped me with my homework.
برادرهای ناتنیام در انجام تکالیفم به من کمک کردند.
stepbrothers often bond over shared interests.
برادرهای ناتنی اغلب بر اساس علایق مشترک با هم ارتباط برقرار میکنند.
we had a fun game night with my stepbrothers.
ما یک شب بازی سرگرم کننده با برادرهای ناتنیام داشتیم.
sometimes stepbrothers can feel like real brothers.
گاهی اوقات برادرهای ناتنی ممکن است احساس کنند که برادر واقعی هستند.
my stepbrothers and i share a lot of childhood memories.
من و برادرهای ناتنیام خاطرات کودکی زیادی با هم داریم.
it can be challenging to adjust to having stepbrothers.
سازگاری با داشتن برادرهای ناتنی میتواند چالشبرانگیز باشد.
we often argue, but my stepbrothers are still my best friends.
ما اغلب بحث میکنیم، اما برادرهای ناتنیام هنوز بهترین دوستان من هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید