stirs

[ایالات متحده]/stɜːz/
[بریتانیا]/stɜrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (باعث می‌شود) حرکت کند؛ مخلوط کند؛ (باعث می‌شود) عمل کند؛ (باعث می‌شود) کمی هم بزند

عبارات و ترکیب‌ها

stirs emotions

احساسات را برمی‌انگیزد

stirs memories

خاطرات را زنده می‌کند

stirs interest

علاقه را برمی‌انگیزد

stirs imagination

خلاقیت را تحریک می‌کند

stirs controversy

بحث و جدل را برمی‌انگیزد

stirs debate

بحث را آغاز می‌کند

stirs creativity

خلاقیت را تحریک می‌کند

stirs passion

اشتیاق را برمی‌انگیزد

stirs up

برانگیخته می‌کند

stirs feelings

احساسات را برمی‌انگیزد

جملات نمونه

the smell of fresh bread stirs my appetite.

بوی نان تازه، اشتهای من را تحریک می‌کند.

her speech stirs emotions in the audience.

سخنرانی او احساسات را در بین حضار برمی‌انگیزد.

the artist's painting stirs deep thoughts.

نقاشی هنرمند، افکار عمیقی را برمی‌انگیزد.

the news report stirs public interest.

گزارش خبری، علاقه عمومی را برمی‌انگیزد.

the song stirs memories of my childhood.

آهنگ، خاطرات دوران کودکی من را زنده می‌کند.

watching that movie stirs a sense of nostalgia.

تماشای آن فیلم، حس نوستالژی را برمی‌انگیزد.

the debate stirs a lively discussion among students.

بحث، یک بحث پر جنب و جوش در بین دانش آموزان را برمی‌انگیزد.

the wind stirs the leaves on the trees.

باد، برگ‌های درختان را به حرکت در می‌آورد.

the book stirs curiosity about the past.

کتاب، کنجکاوی در مورد گذشته را برمی‌انگیزد.

her kindness stirs admiration from everyone.

مهربانی او، تحسین را از همه برمی‌انگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید